ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
کار از راه دور از قمر مشتری: چگونه تیم Apple Vision Pro واقعیت مجازی را بازآفرینی کرد
در تجربهای که مرزهای بین سرگرمی و بهرهوری را محو میکند، کاربران اکنون میتوانند در محیطهای مجازی فوقالعاده واقعی غوطهور شوند، به ویژه سطح قمر مشتری، آمالتیا. این قابلیت که به نظر علمی-تخیلی میرسد، به لطف هدست Apple Vision Pro و تلاشهای اختصاصی تیم توسعه آن به واقعیت پیوسته است. سفر میلیونها مایل دیگر پیشنیاز لذت بردن از مناظر آسمانی نیست؛ با پوشیدن هدست پیشرفته، کاربران میتوانند خود را در فواصل نوری دور بیابند و از صفحههای غولپیکری که تا افق مجازی امتداد دارند لذت ببرند.
این پسزمینههای دیجیتال در اکوسیستم Apple Vision Pro به عنوان "Environments" شناخته میشوند. این فناوری پیشگام از دوربینهای داخلی برای ادغام یکپارچه عناصر دیجیتال در دنیای واقعیت ترکیبی استفاده میکند و تجربهای فوقالعاده فراگیر را برای کاربران فراهم میکند. بسیاری از کاربران از این ویژگی برای گسترش فضای کاری دیجیتال خود استفاده میکنند و مانیتورهای مجازی عظیمی ایجاد میکنند که از محدودیتهای دستگاههای فیزیکی فراتر میروند. Environments به کاربران اجازه میدهد تا دید خود از دنیای واقعی را با مناظر خیرهکننده جایگزین کنند، که از پارکهای ملی مانند جاشوا تری و یوسیمیتی گرفته تا مکانهای عجیبتر مانند ماه، یا حتی قمرهای مشتری متغیر است.
Read Also
- قیمت نفت برنت به اوج جدیدی رسید: تحلیل علل و پیامدهای اقتصادی جهانی
- سیستمهای پدافند هوایی آمریکا در برابر حملات ایران بیاثر خوانده شدند: هشدار کارشناس
- سیستمهای پدافند هوایی آمریکا در برابر حملات پهپادی ایران ناکارآمد: تحلیل کارشناس MIT
- مودی بزرگترین طرح مراقبتهای بهداشتی جهان را رونمایی کرد: جاهطلبی و بررسی دقیق
- رئیسجمهور کرهجنوبی مون جهاین راهی آمریکا شد تا در مذاکرات متوقفشده آمریکا-کرهشمالی گشایشی ایجاد کند
از زمان عرضه، این محیطهای مجازی به طرز شگفتانگیزی فراگیر ثابت شدهاند. کاربران میتوانند با جزئیات شگفتانگیز بر روی اشیاء درون صحنه زوم کنند، و بسیاری از محیطها با ترکهای صوتی بیدرنگ برای تقویت حس حضور غنی شدهاند. صدای آرام باد که همراه با نمای مجازی یوسیمیتی است، برای بسیاری، از جمله نویسنده این گزارش، به یک مورد علاقه تبدیل شده است.
برای درک چگونگی دستیابی به این سطح از واقعگرایی، این مقاله بینشهایی را از یوری ایموتو، بازاریابی محصول Apple Vision Pro، و مت دسرو، طراح رابط انسانی در اپل ارائه میدهد. آنها فرآیند پیچیده زنده کردن این محیطها را روشن میکنند، با تمرکز ویژه بر محیط تعاملی منحصر به فرد قمر مشتری، آمالتیا.
همکاری علمی برای واقعگرایی نجومی
محیط مشتری به عنوان اولین محیط کاملاً تعاملی Vision Pro از سایر تنظیمات مجازی متمایز است. تیم مسئول توسعه آن، با وجود نداشتن چارچوب مرجع دنیای واقعی برای کاربران در مورد قمری دور مانند آمالتیا، حداکثر اصالت را هدف قرار داد. برای دستیابی به این هدف، تیم اپل با آزمایشگاه پیشرانش جت (JPL) ناسا تماس گرفت تا درک عمیقی از چگونگی کار کردن یا نشستن بر روی سطح این جرم آسمانی به دست آورد.
مت دسرو، طراح رابط انسانی اپل، اظهار داشت: "ما با دکتر سینتیا فیلیپس از آزمایشگاه پیشرانش جت صحبت کردیم، و او و تیم دانشمندان آنجا واقعاً به ما کمک کردند تا ترکیب سیاره یا قمری را که روی آن هستیم درک کنیم. در ابتدا، ما با مقداری پیشنمایش شروع کردیم، و برخی از بافتهای اساسی را که شبیه ماه خودمان بود، که هستهای دارد، اعمال کردیم. آنها به سرعت اشاره کردند که آمالتیا در واقع هستهای ندارد؛ بلکه مجموعهای از سنگها، سنگ پایه، است که به دلیل گرانش مشتری گرد هم آمدهاند و با یخ در هم تنیدهاند."
این یخ، طبق توضیحات دسرو، پای کاربر را در محیط مجازی آمالتیا احاطه میکند. سایههای پویا بر روی سطح میلغزند و بافتها و اشکال پیچیدهای را برجسته میکنند که میتوانند از نزدیک مورد بررسی قرار گیرند. جزئیات به قدری ظریف و جذاب هستند که حتی ممکن است کاربران را از سیاره غولپیکری که در مقابل آنها میچرخد، منحرف کنند.
دقت این جزئیات با در نظر گرفتن مواد مرجع محدود که تیم اپل در مورد آمالتیا داشت، چشمگیرتر میشود. "برخی جزئیات دهانه وجود دارد، اما اساساً فقط یک لکه کوچک و تار است. ضربه خورده است، اما بسیار کوچک است. بنابراین، ما با JPL مشورت کردیم و در نهایت برای کل سطح یک بافت تقریبی ایجاد کردیم." دسرو توضیح میدهد. تصویر سیاه و سفیدی که آنها تولید کردند شبیه "سیبزمینی تار" است.
دسرو توضیح میدهد: "این فوقالعاده کوچک است؛ قطر آن حدود ۱۰۰ مایل، ۹۰-۱۰۰ مایل است. برای درک بهتر، قطر مشتری میتواند ۱۱ زمین را در خود جای دهد. بنابراین، آمالتیا در مقیاس بزرگ نسبتاً کوچک است."
انتخاب مکان و چالشهای فنی
با وجود کمبود مواد مرجع، نقطه دید آمالتیا منظرهای ایدهآل از مشتری ارائه میدهد. به اندازه کافی نزدیک قرار گرفته است تا سیاره افق را تحت سلطه خود درآورد، اما نه آنقدر نزدیک که جزئیات ضروری مبهم شوند. این سوال مطرح میشود: دیدن مشتری چه فایدهای دارد اگر نتوان لکه بزرگ قرمز را دید؟
دسرو توضیح میدهد: "از ماه مشتری، آیو (Io)، خیلی دور بود. از آمالتیا، دیدگاه درست به نظر میرسید. سپس ما آدرستیا (Adrastea) را امتحان کردیم، که بیش از حد بزرگ به نظر میرسید؛ ما نمیتوانستیم لکه بزرگ قرمز را ببینیم. ما واقعاً یک نمای بهتر از آن میخواستیم. و ما نمیخواستیم تقلب کنیم؛ ما اصرار داشتیم که روی یکی از ماههای واقعی باشیم، نه فقط شناور باشیم و خود ماه را حرکت دهیم. بنابراین، آمالتیا انتخاب ما بود."
پس از تعیین نقطه دید، اپل مجبور شد صحنه را واقعاً تعاملی کند. مشتری سریعتر از هر سیاره دیگری در منظومه شمسی میچرخد و یک روز را در کمتر از ۱۰ ساعت تکمیل میکند. با این حال، کاربران Vision Pro میتوانند گذر زمان را تنظیم کنند و آن را سریعتر یا کندتر کنند. تمام این حرکت نیازمند قدرت محاسباتی قابل توجهی است و علاوه بر ارائه هنری، چالشی فنی قابل توجه را نیز ایجاد میکند.
دسرو خاطرنشان میکند: "ما بسیاری از بافتهای خود را از قبل آماده کردیم تا بتوانیم صرفاً بر قدرت محاسباتی تکیه کنیم، شما میدانید، برای همه این سایههای پویا، پراکندگی زیرسطحی و انیمیشنهایی که در حال وقوع هستند." قدرت تقویت شده تراشه M5 به راحتی این گذارها را مدیریت میکند.
ترکیب هنر و فناوری
در حالی که محیط مشتری پیشرفتهترین و چشمگیرترین محیط موجود در حال حاضر را نشان میدهد، کاربران اغلب به سمت تنظیمات سنتیتر گرایش پیدا میکنند. برای محیطهای زمینی، تیم از استراتژیهای فنی هوشمندانه برای ثبت مکانهای واقعی استفاده کرد، در حالی که همزمان برخی آزادیهای خلاقانه را برای جذابتر کردن آنها به عنوان پسزمینههای مجازی گرفت. فرآیند خلقت شامل ثبت تصاویر ۳۶۰ درجه و انجام اسکنهای سهبعدی جامع برای ایجاد یک شبکه برای منظره است.
دسرو توضیح میدهد: "ما پانوراماها را فیلمبرداری میکنیم، که بخش عمدهای از بافت ما را برای مناطق دورافتاده تشکیل میدهد که میتوانیم بر روی صفحات سادهتر نمایش دهیم. سپس، برای اشیاء نزدیک، باید با استفاده از رویکرد شیء سهبعدی یا CG برای ایجاد بافت رندر شوند. سپس ما از سایهها برای اثراتی مانند بازتاب، سایه و غیره استفاده میکنیم." در نتیجه، اشیاء نزدیک حس ملموسی از واقعگرایی را به صحنهها میبخشند.
با این حال، توجه بیش از حد به جزئیات گاهی اوقات میتواند منجر به اثر "دره ناآشنا" (uncanny valley) شود. به عنوان مثال، در محیط ماه، عدم وجود مه جوی، که در زمین معمول است، چالش منحصر به فردی را برای مقیاسبندی ایجاد کرد. یک نشانه بصری که معمولاً به مغز ما میگوید "آن شیء بسیار دور است و همچنین بسیار بزرگ"، در غیاب جو وجود ندارد. این میتواند باعث شود کوه ماه ۷۰۰۰ فوتی مانند تپه ۴۰۰ فوتی به نظر برسد.
Related News
- آیا کنترل پنل از بین خواهد رفت؟ مهاجرت نادر یک ویژگی به تنظیمات در ویندوز 11 مشاهده شد، اما امید زیادی نداشته باشید.
- مانیتور گیمینگ Asus ROG Swift PG32UCDM3: استانداردی جدید برای QD-OLED پرچمدار
- A11yShape: انقلابی در طراحی سهبعدی برای برنامهنویسان نابینا و کمبینا
- Matthew Brennan با Cervélo S5 برنده مسابقه Kuurne-Brussel-Kuurne شد
- معرفی دستیار جدید هوش مصنوعی "IronCurtain" برای جلوگیری از رفتارهای سرکش عاملها
در حالی که چشمان ما ممکن است همیشه مقیاس را در این تنظیمات مجازی به طور دقیق درک نکنند، اشیاء دیجیتالی که توسط Vision Pro ایجاد شدهاند قطعاً این کار را انجام میدهند. من فرصت داشتم که فیلم دیگری را روی صفحه مجازی در بالای کوه تماشا کنم. نور "صفحه" بر روی ابرها در زیر منعکس شد و یک اثر فراگیر به طرز شگفتانگیزی قانعکننده ایجاد کرد.
در طول مکالمهام با دسرو، او به وضوح بیان کرد که اپل کل فرآیند توسعه Environments را ترکیبی دقیق از هنر خالص و اجرای فنی میداند. ثبت شبکههای پیچیده LiDAR از یک محیط به هنرمندان اجازه میدهد تا نسخهای از مکانی را ایجاد کنند که هم واقعی و هم ایدهآل باشد.
نتیجهگیری: آینده محیطهای مجازی
پس از چند هفته استفاده از Apple Vision Pro بازسازی شده، محیط مشتری به مقصد دیجیتالی من تبدیل شده است. سرعت شبیهسازی را روی کندترین حالت از سه تنظیم موجود تنظیم میکنم، و اجازه میدهم محیط اطراف به تدریج تغییر کند در حالی که کار میکنم یا محتوا تماشا میکنم. گاهی اوقات، من فقط مینشینم و وانمود میکنم که دکتر منهتن از Watchmen هستم، که با موفقیت زمین را ترک کرده تا به تنهایی در یک سرزمین بایر سنگی و متروک در فضا زندگی کنم. مطمئن نیستم که آیا این همان چیزی بود که اپل در ذهن داشت هنگام قرار دادن تمام این جزئیات در Environments، اما من خوشحالم که آنها این کار را انجام دادند.
استن هوراچک سردبیر اجرایی تجهیزات در Popular Science است. او بر تیمی از نویسندگان و ویراستاران علاقهمند به گجت نظارت دارد که به یافتن و معرفی جدیدترین، بهترین و نوآورانهترین گجتها در بازار و فراتر از آن اختصاص دارند.