اخباری
Thursday, 19 February 2026
Breaking

ماسه های روان: شکاف میان خوش بینی رسمی و واقعیت تلخ شهروندان

در حالی که دولت ها موفقیت های اقتصادی را جشن می گیرند، شهرون

ماسه های روان: شکاف میان خوش بینی رسمی و واقعیت تلخ شهروندان
7DAYES
1 day ago
3

بین‌الملل - خبرگزاری اخباری

ماسه های روان: شکاف میان خوش بینی رسمی و واقعیت تلخ شهروندان

در چشم‌انداز اجتماعی-اقتصادی کنونی، دوگانگی فزاینده‌ای آشکار می‌شود: از یک سو، لفاظی‌های سیاسی که موفقیت‌های چشمگیر و رشد بی‌وقفه را اعلام می‌کنند؛ از سوی دیگر، تجربه ملموس میلیون‌ها شهروند که برای حفظ ثبات خود در زمینی شبیه ماسه‌های روان تلاش می‌کنند. این ناهماهنگی صرفاً یک مسئله ادراک نیست، بلکه بازتابی از سیاست‌ها و واقعیت‌های اقتصادی است که به نظر می‌رسد در جهان‌های موازی عمل می‌کنند، جایی که مشکلات شهروندان عادی بزرگنمایی می‌شود، در حالی که چالش‌های حوزه سیاسی، اغلب پیامدهای نامتناسبی بر زندگی روزمره مردم دارد.

روایت رسمی، که بر این نکته اصرار دارد که "[کشور] عالی پیش می‌رود!" و اینکه "ما موتور اقتصاد منطقه هستیم"، با طعنه‌ای تلخ در بسیاری از خانوارها طنین‌انداز می‌شود. اگرچه درست است که شرکت‌های بزرگ اغلب نتایج مالی رکوردشکن گزارش می‌دهند و حتی خوش‌بینانه‌ترین انتظارات خود را نیز پشت سر می‌گذارند، اما این رونق به بهبود قابل توجهی برای کارگر متوسط منجر نمی‌شود. بورس ممکن است اعداد پررونق را جشن بگیرد، اما واقعیت خیابان، واقعیت روزمره، تصویری بسیار تیره‌تر را ترسیم می‌کند.

ناپایداری شغلی در بخش قابل توجهی از دنیای حرفه‌ای ریشه دوانده است. مشاغل کم‌درآمد، قراردادهای موقت و حس دائمی بی‌ثباتی، افق بسیاری را تعریف می‌کند. این وضعیت با افزایش بی‌وقفه هزینه‌های زندگی تشدید می‌شود. پرداخت قسط وام مسکن برای خانواده‌های بی‌شماری به باری غیرقابل تحمل تبدیل شده است، و افزایش اجاره‌بها فشار بیشتری بر بودجه خانوارها وارد می‌کند. تورم، که اغلب در آمارهای رسمی دست‌کم گرفته می‌شود، به شدت در سبد خرید، قبوض برق و قیمت سوخت احساس می‌شود و قدرت خرید را بی‌صدا اما بی‌رحمانه کاهش می‌دهد.

فراتر از آمارهای کلان اقتصادی، نگرانی شهروندان به مسائل اساسی مانند وضعیت زیرساخت‌ها – از قابلیت اطمینان حمل و نقل ریلی تا نگهداری جاده‌ها، چه عوارضی و چه آزاد – و امنیت عمومی گسترش می‌یابد. آرامش خاطر در خیابان‌ها، اعتماد به سیستم سدها و مخازن، و کیفیت خدمات عمومی ضروری مانند بهداشت و آموزش، ستون‌هایی هستند که شهروندان آن‌ها را به خطر افتاده می‌دانند. مالیات‌دهنده، که می‌بیند جیبش برای صرفاً زنده ماندن خالی می‌شود، با نگرانی به آینده‌ای می‌نگرد که در آن بازنشستگی، مراقبت‌های پزشکی و آموزش فرزندانش در معرض خطر به نظر می‌رسد.

در این بستر عدم قطعیت، توانایی پس‌انداز به یک شریان حیاتی تبدیل می‌شود. با این حال، سیاست‌های فعلی به نظر نمی‌رسد که این احتیاط فردی را تشویق کنند. برعکس، گرایشی مشهود است که به نفع شرکت‌های بزرگ با مشوق‌های مالیاتی و تسهیلات عمل می‌کند، در حالی که افراد با محدودیت‌های بی‌شماری برای بهینه‌سازی پس‌اندازهای بلندمدت خود مواجه می‌شوند. دولت، که باید به عنوان تسهیل‌کننده برای شهروندان در ساختن آینده‌ای امن‌تر عمل کند، گاهی اوقات به نظر می‌رسد از این مسئولیت غفلت می‌ورزد و محیطی را ایجاد می‌کند که در آن برنامه‌ریزی مالی شخصی یک مسیر پر از مانع است.

این گسست میان گفتمان رسمی و واقعیت زندگی‌شده، حس فزاینده‌ای از درماندگی و بی‌اعتمادی را ایجاد می‌کند. آیا ما واقعاً در "دنیایی وارونه" زندگی می‌کنیم، جایی که حقایق اقتصادی معکوس می‌شوند و اولویت‌ها تحریف می‌گردند؟ هنگامی که شهروندان درک می‌کنند که آمارهای رسمی منعکس‌کننده تجربه آن‌ها نیست و سیاست‌های عمومی به فوری‌ترین مشکلات آن‌ها نمی‌پردازند، همبستگی اجتماعی و اعتماد به سیستم تضعیف می‌شود. ضروری است که تعادل دوباره برقرار شود، تا رفاه اقتصادی نه فقط یک آمار برای عده‌ای معدود، بلکه واقعیتی ملموس و پایدار برای کل جامعه باشد. تنها در این صورت می‌توان از این ماسه‌های روانی که تهدید می‌کنند امید به آینده‌ای عادلانه‌تر و امن‌تر برای همه را ببلعند، رهایی یافت.

Keywords: # نابرابری اقتصادی # لفاظی سیاسی # شهروندان در حال مبارزه # عدم قطعیت مالی # سیاست دولت # درآمد خانوار # سود شرکت ها # نابرابری اجتماعی