ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
چالشگر پس از 40 سال: فاجعهای که ناسا را دگرگون کرد
چهار دهه پیش، در یک صبح سرد ژانویه، شاتل فضایی چلنجر تنها ۷۳ ثانیه پس از پرتاب، به پایانی فاجعهبار دچار شد. متلاشی شدن فضاپیما جان هفت خدمه آن را گرفت و مهمتر از آن، مشکلات عمیق ریشهدار در فرهنگ مدیریتی و پروتکلهای تصمیمگیری ناسا را آشکار ساخت. این تراژدی به نقطهی عطفی تعیینکننده، هرچند ویرانگر، تبدیل شد و پیامدهای خطرناک پرتاب مأموریت در شرایط نامطلوب و برخلاف نظر مهندسان را برجسته کرد.
همچنین بخوانید
→ شبهای معتدل: پیشبینی وضعیت آب و هوای مصر برای چهارشنبه ۱۳ مه ۲۰۲۶→ خندهدارترین صحنه جشنهای بارسلونا: شزنی سیگار پخش میکند→ کلمبیا سفر اپستین و مکسول را تایید کردامروزه، جزئیات فنی که منجر به نابودی چلنجر شد، به طرز دردناکی روشن است. مقصر اصلی، نقص در اورینگهای (O-rings) بوسترهای موشک جامد (SRBs) بود؛ اینها درزگیرهای لاستیکی حیاتی بودند که برای جلوگیری از خروج گازهای داغ طراحی شده بودند. این درزگیرها در پروازهای قبلی دچار فرسایش شده بودند، مشکلی شناخته شده که با دمای محیطی ۳۶ درجه فارنهایت (۲.۲ درجه سانتیگراد) در روز پرتاب به شدت تشدید شد. این دما به طور قابل توجهی سردتر از هر پرتاب قبلی بود و خاصیت ارتجاعی و آببندی اورینگها را مختل کرد.
بلافاصله پس از پرتاب، اورینگهای اولیه و ثانویه در اتصال میدانی پشتی SRB سمت راست از کار افتادند. تحقیقات رسمی، معروف به گزارش کمیسیون راجرز، به دقت فاجعه در حال وقوع را مستند کرد. شواهد عکاسی، ستونی از دود خاکستری را نشان داد که تقریباً ۰.۶۷۸ ثانیه پس از پرواز از اتصال خارج میشد. این نشت قابل مشاهده با شتاب گرفتن شاتل افزایش یافت و نشاندهنده نقض جدی در صحت اتصال بود. ماده بخار شدهای که از اتصال خارج میشد، نشانه روشنی بود که آببندی مناسب دیگر حفظ نمیشد.
در طول صعود، شاتل چندین رویداد برش باد در ارتفاع بالا را تجربه کرد. اگرچه اینها در محدوده پارامترهای طراحی وسیله نقلیه بودند، اما فشار غیرعادی بر سیستم فرماندهی SRBها وارد کردند و باعث شدند که فعالتر از هر مأموریت قبلی عمل کنند. در ثانیه ۵۸.۷۸۸، شعلهای لرزان در نزدیکی اتصال میدانی پشتی آسیبدیده SRB راست مشاهده شد. این شعله به طور مداوم افزایش یافت و حدود ثانیه ۶۲، سیستم کنترل پرواز شاتل شروع به جبران نیروی رانش نامتقارن ناشی از گازهای فرار کرد. این اقدام اصلاحی نه ثانیه دیگر ادامه یافت.
وضعیت به شدت وخیم شد. در ثانیه ۶۴.۶۶، اولین تأیید بصری مبنی بر اینکه شعله مخزن سوخت خارجی را سوراخ کرده بود، رخ داد. سپس، حدود ثانیه ۷۲، دنبالهای سریع از رویدادهای فاجعهبار رخ داد. تیرک اتصال پایینی که SRB راست را به مخزن خارجی متصل میکرد، جدا شد و به تقویتکننده اجازه داد تا روی تیرک بالایی بچرخد. این نقص حیاتی منجر به فروپاشی ساختاری مخزن اصلی هیدروژن مایع شد. انتشار متعاقب هیدروژن مایع فوقالعاده سرد شده، شعلهور شد و شاتل فضایی را در انفجاری عظیم فرو برد.
در لحظه تخریب، شاتل با سرعت ۱.۹۲ ماخ در ارتفاع ۴۶۰۰۰ فوتی در حال پرواز بود. سیستم کنترل واکنش مدارگرد شکسته شد و شعلههای مشخص قرمز-قهوهای سوخت هایپراگولیک در حال سوختن در لبه گوی آتش اصلی قابل مشاهده بود. خود مدارگرد تحت نیروهای آیرودینامیکی شدید از هم پاشید و قطعاتی از جمله بدنه جلویی و خطوط سوخت بریده شده به طور گسترده پراکنده شدند.
خدمه مأموریت STS-51-L شامل فرمانده دیک اسکوبی، خلبان مایکل جی. اسمیت، متخصصان مأموریت رونالد مکنیر، الیسون اونیزوکا و جودیت رزنيك، و متخصصان بار گرگوری جرویس و کریستا مکاولیف بودند. مورد اخیر معلمی غیرنظامی بود که برای برنامه 'معلم در فضا' انتخاب شده بود. قابل ذکر است که گرگوری جرویس از دو مأموریت قبلی کنار گذاشته شده بود، ابتدا به نفع سناتور جیک گارن و سپس نماینده بیل نلسون، که حضور او در چلنجر را به عنصری تأثیرگذار از این فاجعه تبدیل کرد.
مایک مالن، فضانورد سابق، در کتاب خاطرات خود 'Riding Rockets'، گمانهزنی تکاندهندهای درباره آخرین لحظات خدمه ارائه کرد. او پیشنهاد کرد که کابین خلبان احتمالاً پس از فروپاشی اولیه نسبتاً سالم باقی مانده بود، اما تمام برق همزمان از دست رفت. مالن نوشت: "آشوب فروپاشی تنها یک لحظه طول کشید، پیش از آنکه آرامش شگفتانگیز سقوط آزاد آغاز شود." بستههای هوای خروج شخصی (PEAP) برای تنفس اضطراری فعال شدند، احتمالاً توسط جودیت رزنيك یا الیسون اونیزوکا. مالن اقدامات اسکوبی و اسمیت را که مشخصه آموزش خلبانی آنها بود، شرح داد: "آنها با موارد اضطراری جدی بیشماری روبرو شده بودند... آنها میدانستند که وضعیت خطرناک است، اما در کابین خلبانی با یک اهرم کنترل بودند، و تنها بیست مایل دورتر یک باند فرودگاه وجود داشت. آنها باور داشتند که شانسی دارند."
با این حال، سیستمهای الکتریکی کابین خلبان از کار افتاده بودند. هیچ اقدام ناامیدانهای نمیتوانست کنترل وسیله نقلیه در حال فروپاشی را بازیابی کند. خدمه در عرشه بالایی، هنگام سقوط بخش کابین خلبان، منظرهای وحشتناک از فاجعه در حال وقوع داشتند. کسانی که در عرشه میانی بودند – مکنیر، مکاولیف و جرویس – در تاریکی فرو رفتند و در محیطی آشفته بدون هیچ ارتباطی برای اطلاعرسانی از سرنوشتشان سرگردان بودند.
بازرسان نتوانستند به طور قطعی تأیید کنند که آیا خدمه تا زمان برخورد با سطح اقیانوس هوشیار بودهاند یا خیر. نیروهای درگیر – سرعت ۲۰۷ مایل بر ساعت با کاهش بیش از ۲۰۰ گرم – بقا را غیرممکن میکردند. جان یانگ، فضانورد کهنهکار آپولو، با گمانهزنی مالن مخالفت کرد و پیشنهاد داد که حتی با فعالسازی PEAP، هوشیاری گذرا بود و تنها چند ثانیه برای اقدامات اولیه فراهم میکرد. او در کتاب خود 'Forever Young' اشاره کرد که "PEAPها فقط هوای بدون فشار تأمین میکردند که در ارتفاع فروپاشی چندان مفید نبود."
فراتر از شکستهای فنی، گزارش کمیسیون راجرز به تفصیل کمبودهای مدیریتی و فرهنگی را شرح داد. در این گزارش آمده است: "تصمیم برای پرتاب چلنجر معیوب بود." گزارش شده است که تصمیمگیرندگان از تاریخچه اخیر مشکلات فرسایش اورینگ و توصیه صریح پیمانکار مبنی بر عدم پرتاب در دمای زیر ۵۳ درجه فارنهایت (۱۲ درجه سانتیگراد) بیاطلاع بودند. آنها همچنین نگرانیهای مداوم مهندسان تیوکول (Thiokol)، سازنده تقویتکنندهها، را پس از آنکه مدیریت نگرانیهای اولیه ایمنی آنها را رد کرد، نادیده گرفتند. علاوه بر این، درکی از نگرانیهای راکول در مورد یخزدگی سکوی پرتاب وجود نداشت. کمیسیون نتیجه گرفت که اگر تصمیمگیرندگان تمام حقایق مربوطه را در اختیار داشتند، پرتاب مأموریت ۵۱-L در ۲۸ ژانویه ۱۹۸۶، به احتمال زیاد اتفاق نمیافتاد.
دیدگاه جان یانگ این نکته را برجسته کرد: "ما فضانوردان متفاوت فکر میکردیم"، او با تأمل در هشدارهای مهندسان و فرآیند تصمیمگیری معیوب اظهار داشت. فاجعه چلنجر سایه سنگینی بر ناسا انداخت و منجر به اصلاحات ایمنی قابل توجهی شد. با این حال، پانزده سال بعد، با از دست دادن شاتل فضایی کلمبیا، پژواکهای آن به طرز غمانگیزی دوباره شنیده شد. نویسندگان مایکل کباج و ویلیام هاروود، در کتاب خود 'Comm Check…'، شباهتهایی را بین آخرین پروازهای چلنجر و کلمبیا، همانطور که به هیئت تحقیق حادثه کلمبیا ارائه شد، برجسته کردند.
آیا ناسا واقعاً از این تراژدیها درس گرفته است؟ نحوه برخورد اخیر آژانس با مشکلات بوئینگ استارلاینر، که در آن احتیاط و ایمنی در نهایت در تصمیم برای بازگرداندن فضانوردان بوئینگ با کپسول اسپیسایکس پیروز شد، نشاندهنده یک تغییر مثبت است. با این حال، بحث همچنان ادامه دارد که آیا فضانوردان هرگز باید در معرض شرایطی با خطرات انباشته قرار گیرند، همانطور که در مورد استارلاینر با نقصهای زمینی آن دیده شد. سالگرد چلنجر همچنان یادآوری حیاتی برای مهندسان است تا نگرانیهای خود را بیان کنند و برای مدیران تا به آنها گوش دهند و اطمینان حاصل کنند که چنین تراژدیهای قابل پیشگیری هرگز تکرار نمیشوند.
این مقاله از بینشهای کتاب 'Riding Rockets' اثر مایک مالن، 'Forever Young' اثر جان یانگ و یافتههای کمیسیون راجرز بهره میبرد.