اخباری
Tuesday, 17 February 2026
Breaking

ایتالیا در چهارراه: رقص جورجیا ملونی بین حاکمیت‌گرایی آمریکایی و عمل‌گرایی اروپایی

«نخست‌وزیر میهن‌پرست» با ایدئولوژی ترامپ و کرک معاشقه می‌کند

ایتالیا در چهارراه: رقص جورجیا ملونی بین حاکمیت‌گرایی آمریکایی و عمل‌گرایی اروپایی
7DAYES
12 hours ago
6

رم - خبرگزاری اخباری

ایتالیا در چهارراه: رقص جورجیا ملونی بین حاکمیت‌گرایی آمریکایی و عمل‌گرایی اروپایی

عرصه سیاست بین‌الملل صحنه‌ای است که در آن همسویی‌های ایدئولوژیک گاهی اوقات می‌توانند به استراتژی‌های دیپلماتیک پیچیده یا برعکس، به دام‌های بالقوه تبدیل شوند. جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا و رهبر حزب برادران ایتالیا، خود را در مرکز یک تعادل ظریف می‌یابد؛ او با دقت تحت نظر است، زیرا دولتش شیفتگی آشکاری به جریان‌های پوپولیستی و حاکمیت‌گرا در آن سوی اقیانوس نشان می‌دهد، که توسط شخصیت‌هایی مانند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، و چارلی کرک، فعال محافظه‌کار، تجسم یافته‌اند. این گرایش، در حالی که از یک سو تصویر او را به عنوان یک «نخست‌وزیر میهن‌پرست» وفادار به اصول «خدا، میهن و خانواده» تقویت می‌کند، از سوی دیگر، پرسش‌های مبرمی را درباره خودمختاری واقعی و منافع بلندمدت ایتالیا در یک زمینه ژئوپلیتیکی فزاینده پراکنده مطرح می‌سازد.

بلاغت ملونی، از زمان حضور در اپوزیسیون و اکنون در رأس کشور، اغلب با مضامینی که مورد علاقه راست آمریکا است، همخوانی داشته است: دفاع از مرزهای ملی، انتقاد از نهادهای فراملی، ارزش‌گذاری هویت فرهنگی و مخالفت با انحرافات پیشرو ادعایی. تأثیر جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» (MAGA) ترامپ و فعالیت‌های جوانان «نقطه عطف آمریکا» (Turning Point USA)، که توسط کرک تأسیس شده، در رم نادیده گرفته نشده است. به نظر می‌رسد این الگوها، که بر ملی‌گرایی قاطع و جهان‌بینی متمرکز بر حاکمیت دولت تأکید دارند، چارچوبی مرجع برای پروژه سیاسی ملونی ارائه می‌دهند. با این حال، واقعیت سیاست بین‌الملل به ندرت به اندازه پلتفرم‌های ایدئولوژیک خطی است.

هشدار ضمنی، اما قدرتمند، مبنی بر اینکه «حاکمیت‌گرای بزرگ، کوچک را می‌بلعد»، به منزله زنگ خطری برای هر کشوری با اندازه متوسط است که قصد دارد دکترین حاکمیت‌گرایی سازش‌ناپذیر را به طور کامل بپذیرد. در بستر روابط بین‌الملل، پیگیری حاکمیت مطلق، جدا از ائتلاف‌ها و سازوکارهای همکاری چندجانبه، می‌تواند به طور پارادوکسیکال به آسیب‌پذیری بیشتر منجر شود. یک «حاکمیت‌گرای بزرگ»، مانند ایالات متحده در دوره ریاست‌جمهوری احتمالی دوم ترامپ، ممکن است حاکمیت خود را از منظر برتری تفسیر کند، فشارهای یک‌جانبه اعمال نماید یا توافقات بین‌المللی را صرفاً به نفع خود دوباره مذاکره کند. برای کشوری مانند ایتالیا، که عضو بنیان‌گذار اتحادیه اروپا و بازیگر کلیدی در ناتو است، چنین سناریویی خطرات قابل توجهی را در پی خواهد داشت.

ادغام اروپا بستری را برای ایتالیا فراهم کرده است تا نفوذ خود را در جهانی جهانی شده نشان دهد و منافع خود را حفظ کند. پذیرش بیش از حد تأکید بر یک مدل حاکمیت‌گرا که خود مبانی اتحادیه اروپا را زیر سوال می‌برد، می‌تواند رم را منزوی کند، موقعیت مذاکراتی آن را تضعیف کرده و توانایی آن را برای مقابله با چالش‌های مشترک، از اقتصاد تا امنیت، از مهاجرت تا گذار انرژی، محدود سازد. در حالی که ملونی موفق شده است برخی از مواضع یورو-شکاکانه خود را پس از به قدرت رسیدن تعدیل کند، همسویی ایدئولوژیک با جناح رادیکال‌تر راست آمریکا، نشان‌دهنده یک تنش پنهان بین باورهای عمیق او و نیازهای عمل‌گرایانه raison d'état ایتالیایی است.

رابطه بین ایتالیا و ایالات متحده به طور سنتی قوی است و بر پایه پیوندهای تاریخی، فرهنگی و استراتژیک استوار است. با این حال، یک سیاست خارجی ایتالیایی که بیش از حد با یک جناح سیاسی خاص آمریکایی همسو باشد، به ویژه جناحی که نسبت به ائتلاف‌های سنتی و نهادهای چندجانبه بدبینی نشان داده است، می‌تواند روابط با یک دولت آینده آمریکا با گرایش متفاوت را پیچیده کند. علاوه بر این، ممکن است با شرکای اروپایی مانند فرانسه و آلمان، که اتحاد و همبستگی اتحادیه اروپا را کلید ثبات و رفاه قاره می‌دانند، اصطکاک ایجاد کند.

چالش جورجیا ملونی در یافتن تعادلی بین هویت سیاسی و مسئولیت‌های حکومتی او نهفته است. یک «نخست‌وزیر میهن‌پرست» بودن به معنای صرفاً دفاع از منافع ملی نیست، بلکه انجام این کار به شیوه‌ای مؤثر و پایدار است، با اذعان به اینکه در چشم‌انداز جهانی کنونی، قدرت یک ملت اغلب از توانایی آن در ایجاد ائتلاف‌های مستحکم و مشارکت فعال در مجامع بین‌المللی نشأت می‌گیرد. شیفتگی به مدل ترامپ-کرک، هرچند جذابیت عاطفی و ایدئولوژیک دارد، باید با واقعیت تلخ پویایی قدرت روبرو شود. اگر ایتالیا واقعاً می‌خواهد حاکمیت خود را تأیید کند، باید توانایی خود را نشان دهد که این کار را نه از طریق انزوا، بلکه از طریق دیپلماسی زیرکانه و ادغام استراتژیکی انجام دهد که به آن امکان می‌دهد بدون بلعیده شدن، بر سر میز «بازیگران بزرگ» بنشیند.

آینده ایتالیا، و تا حد زیادی اروپا، به توانایی رهبران آن در تشخیص بین جذابیت ملی‌گرایی لفاظی و الزامات پیچیده یک سیاست خارجی عمل‌گرایانه و آینده‌نگر بستگی خواهد داشت. درس «حاکمیت‌گرای بزرگ» که بر «کوچک» غلبه می‌کند، هشداری است که تاریخ و ژئوپلیتیک همچنان تکرار می‌کنند، و رم نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

Keywords: # جورجیا ملونی # حاکمیت‌گرایی # ترامپ # سیاست خارجی ایتالیا # خودمختاری استراتژیک # ایتالیا # دونالد ترامپ # چارلی کرک # روابط بین‌الملل # اتحادیه اروپا # ایالات متحده # پوپولیسم # برادران ایتالیا # ژئوپلیتیک # نخست‌وزیر # میهن‌پرست # ایدئولوژی # ائتلاف‌ها