ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
خاموشی بزرگ نیویورک در سال 1977: وقتی شهر در تاریکی و آسیبپذیری فرو رفت
در 13 ژوئیه 1977، شهر نیویورک، نماد مدرنیته و پیشرفت، با یکی از سختترین آزمایشهای خود روبرو شد. یک خاموشی گسترده، دومین خاموشی در تنها دوازده سال، کلانشهر را در تاریکی تقریباً مطلق فرو برد و نه تنها شکنندگی زیرساختهای تکنولوژیکی آن، بلکه دینامیکهای اجتماعی پیچیدهای را که زیر سطح میجوشیدند، آشکار کرد. برخلاف خاموشی سال 1965 که توسط بسیاری به عنوان یک 'جشن' خودجوش همبستگی به یاد آورده میشود، رویداد سال 1977 به عنوان اپیزودی از هرج و مرج، آسیبپذیری و نمایشی نگرانکننده از مرز باریک بین تابآوری مدنی و فروپاشی اجتماعی در حافظه جمعی حک خواهد شد.
چهارشنبه شب، ساعت 9:34 شب، یک رعد و برق تنها به یک پست فرعی کن ادیسون در رودخانه هادسون برخورد کرد و باعث آبشاری از خرابیها در سیستم برق شد. آنچه به صورت کاهش ولتاژ در لامپها و قطع ناگهانی پخش تلویزیونی آغاز شد، به سرعت به فلج گسترده تبدیل گشت. میلیونها نیویورکی خود را در یک واقعیت دیستوپیایی گرفتار یافتند: آسانسورهای از کار افتاده، قطارهای مترو که در میانه تونلها متوقف شده بودند، و قطع آب در ساختمانهای بلند به دلیل کمبود فشار. شهری که هرگز نمیخوابد، مجبور به سکوتی تقریباً گورستانی شد، در حالی که تنها تلفنها و رادیوهای ترانزیستوری به عنوان نخ باریکی برای اتصال به دنیای خارج عمل میکردند.
Read Also
- گزارش: مرکز فضایی کندی آماده دوران موشکهای فوق سنگین نیست
- جنرال موتورز رباتها را در کارخانه خودروهای برقی نصب میکند؛ 1300 کارگر اخراج شدهاند
- سرویسهای پخش آنلاین با آزمایش رایگان در سال 2026: کجا پیدا کنیم؟
- نحوه تماشای آنلاین رایگان بازی نروژ و سنگال در جام جهانی 2026
- بهترین تخفیفهای هدفون در پرایم دی 2026 آمازون: سونی XM6 و ایرپادز مکس 2
واکنش شهروندان دوگانه بود. از یک سو، نمایش قابل توجهی از خویشتنداری و همکاری در بسیاری از محلهها پدیدار شد. رستورانها به سرو شام با نور شمع ادامه دادند، سینماها مشتریان خود را به طور منظم تخلیه کردند و داوطلبان با کمک چراغ قوه، سعی در هدایت ترافیک آشفته داشتند. روحیه اجتماعی، که در زمان بحرانها از ویژگیهای نیویورکیها است، آشکار بود. با این حال، این نجابت به شدت با انفجار خرابکاری و غارت که هارلم و سایر مناطق فقیرنشین را درنوردید، در تضاد بود. باندهای نوجوانان و جوانان نه چندان جوان از تاریکی و عدم وجود اقتدار سوءاستفاده کرده و به مغازهها یورش بردند، کالاها را به سرقت برده و اموال را تخریب کردند. یک افسر پلیس وضعیت را غیرقابل کنترل توصیف کرد و اظهار داشت که "تنها راه متوقف کردن آنها با تانک بود"، و نیروهای کمکی با خشونت، از جمله پرتاب سنگ، بطری و حتی تیراندازی روبرو شدند. 2500 دستگیری انجام شد، رقمی که به گفته یک کمیسر، به سختی نوک کوه یخ جنایات بیبند و بار بود.
خشم رسمی به سرعت بروز کرد. ساعت 5 صبح، شهردار آبراهام بیم، که آشکارا عصبانی بود، از طریق یک ایستگاه اضطراری از کن ادیسون توضیح خواست: "چگونه ممکن است یک طوفان ساده بزرگترین شهر جهان را فلج کند، به خصوص پس از آنکه به ما اطمینان داده شد که این اتفاقات دیگر رخ نخواهد داد؟" بیم وضعیت اضطراری را اعلام کرد و از شهروندان خواست در خانههای خود بمانند و مشاغل را باز نکنند، در تلاشی مذبوحانه برای مهار هرج و مرج و ناامنی. پاسخ رئیس کن ادیسون، که این حادثه را به "عمل خدا" نسبت داد و انگیزههای سیاسی را پشت اظهارات شهردار عنوان کرد، تنها به شعلهور شدن آتش مناقشه عمومی افزود.
طلوع 14 ژوئیه، نیویورکی را به شکلی غیرعادی ساکت نشان داد. هیاهوی معمول کامیونها، هلیکوپترها و بوقها با خلأی نگرانکننده جایگزین شده بود که تنها با پارس گاه به گاه یک سگ شکسته میشد. به نظر میرسید شهر به توصیه شهردار عمل کرده و در خانه منتظر بود، اگرچه چشمانداز پایین آمدن از دهها طبقه بدون آسانسور و سپس مجبور به بالا رفتن دوباره از آنها، چندان جذاب نبود. از بالکنهای خود، نیویورکیها سعی میکردند از وضعیت بد، بهترین استفاده را ببرند: حمام آفتاب گرفتن، به اشتراک گذاشتن وعدههای غذایی آرام، یا در غیاب روزنامهها و تلویزیون، ورق بازی کردن. این تصویری از تابآوری اجباری بود، انطباقی با یک پسرفت تکنولوژیکی غیرمنتظره.
Related News
- تولد نوزاد زن باردار در کما پس از سانحه قطار آداموز
- ترامپ: آمریکا در حال پاکسازی مینهای هرمز است، ایران قادر نیست
- نظام انتخاباتی مجارستان به نفع اوربان: مزایای اندک آرا، مزایای بزرگ کرسیها
- ناسا بازگشت آرتمیس ۲ را جشن گرفت: «برای ماندن بازگشتیم»
- حمله با سلاح سرد در مادرید؛ یک ونزوئلایی در درگیری باندهای لاتین زخمی شد
بازسازی خدمات به کندی و با مشقت پیش رفت. ساعت 9 صبح، برخی مناطق شروع به دیدن نور کردند، اما وعده بازگشت به حالت عادی تا ظهر به سرعت محو شد. تا ساعت 2 بعد از ظهر، تنها یک سوم شهر برق خود را بازیافته بود. ناامیدی شهردار بیم در یک کنفرانس مطبوعاتی دیگر قابل لمس بود، در حالی که ترس از شب دوم غارت و خرابکاری بر فراز شهر سایه افکنده بود. خاموشی سال 1977 فقط قطع شدن برق نبود؛ آینهای بود که وابستگی عمیق جامعه مدرن به سیستمهای پیچیده و در عین حال، آسیبپذیری پایدار انسان در برابر فروپاشی آنها را منعکس میکرد. در برجهای بدون آب و نور، با فاسد شدن مواد غذایی در یخچالهای بیفایده و دمای 30 درجه سانتیگراد، نیویورک آسیبپذیری خود را دوباره کشف کرد، یادآوری تلخی که حتی پیشرفتهترین تمدن نیز میتواند با یک صاعقه ساده به عصر حجر بازگردد.