اخباری
Wednesday, 18 February 2026
Breaking

سایه ترامپ همچنان باقی است: آمریکا در مونیخ بر مطالبات خود از اروپا تاکید می‌کند

مارکو روبیو سخنرانی 'ملایم‌تری' نسبت به سلف خود ارائه می‌دهد

سایه ترامپ همچنان باقی است: آمریکا در مونیخ بر مطالبات خود از اروپا تاکید می‌کند
7DAYES
6 hours ago
5

اروپا - خبرگزاری اخباری

سایه ترامپ همچنان باقی است: آمریکا در مونیخ بر مطالبات خود از اروپا تاکید می‌کند

سناتور مارکو روبیو، چهره‌ای بانفوذ در حزب جمهوری‌خواه آمریکا، پیامی را به کنفرانس امنیتی مونیخ آورده است که در نگاه اول ممکن است به نظر برسد که به متحدان اروپایی فرصتی برای تنفس می‌دهد. بلاغت او، که در مقایسه با شخصیت‌هایی مانند جی.دی. ونس در سال‌های گذشته «ملایم‌تر» توصیف شده است، با این حال، تداوم مطالبات اساسی واشنگتن را پنهان نمی‌کند. عبارت «ما می‌خواهیم اروپا قوی باشد» با ابهامی حساب‌شده طنین‌انداز می‌شود، که حاکی از قدرتی است که باید با منافع و چشم‌انداز استراتژیک ایالات متحده همسو باشد، و بدین ترتیب شرایطی را که روابط فراآتلانتیک را در دوران دولت دونالد ترامپ تعریف می‌کرد، تداوم می‌بخشد.

این نشست سالانه کنفرانس امنیتی مونیخ به عنوان یک بستر حیاتی برای بحث در مورد چالش‌های امنیتی جهانی عمل می‌کند. در یک بافتار ژئوپلیتیکی که با درگیری مداوم در اوکراین، نفوذ فزاینده چین و بی‌ثباتی در خاورمیانه مشخص شده است، فشار آمریکا بر اروپا برای تقویت توانایی‌های دفاعی و هماهنگ‌سازی سیاست‌هایش بیش از هر زمان دیگری فوری به نظر می‌رسد. اروپا، از دیدگاه واشنگتن، به طور فزاینده‌ای موظف است مسئولیت‌های بیشتری را برای امنیت خود بر عهده بگیرد، نه تنها از منظر دفاع از خود، بلکه به عنوان یک شریک فعال در مقابله با چالش‌های جهانی.

«شرایط ترامپ» که همچنان خود را تحمیل می‌کنند، حول چندین محور کلیدی می‌چرخند: افزایش هزینه‌های دفاعی (با هدف رسیدن به ۲ درصد تولید ناخالص داخلی)، تقسیم عادلانه‌تر بارها در ناتو، هماهنگی در حوزه‌های فناوری حیاتی (مانند شبکه‌های ۵G)، حل و فصل اختلافات تجاری، پایبندی به سیاست‌های تحریمی و تضمین امنیت انرژی. پیام ضمنی روشن است: اروپا باید برای امنیت خود بیشتر تلاش کند و از استراتژی گسترده‌تر آمریکا در صحنه جهانی حمایت کند. این رویکرد منعکس‌کننده یک تغییر گسترده‌تر در سیاست خارجی ایالات متحده است که احتمالاً دوحزبی است، جایی که تمرکز فزاینده‌ای بر منافع ملی مستقیم و کاهش تأکید بر تعهدات سنتی بی‌قید و شرط وجود دارد.

تفاوت بین سبک روبیو و ونس در شیوه است، نه در ماهیت. در حالی که ونس به دلیل زبان رک و مستقیم خود شناخته شده بود، روبیو رویکردی دیپلماتیک‌تر اما قاطع را اتخاذ می‌کند. هر دو بخشی از تفکر حزب جمهوری‌خواه را بازتاب می‌دهند، که نشان می‌دهد این مطالبات صرفاً پدیده‌ای مرتبط با دوران ترامپ نیستند، بلکه تحولی عمیق‌تر در سیاست خارجی آمریکا هستند که ممکن است بدون توجه به اینکه چه کسی کاخ سفید را اشغال می‌کند، ادامه یابد. این تغییر اروپا را با یک چالش واقعی در دستیابی به «استقلال استراتژیک» که آرزوی آن را دارد، روبرو می‌کند.

تجزیه و تحلیل عبارت «ما می‌خواهیم اروپا قوی باشد» معانی متعددی را آشکار می‌کند. آیا منظور اروپایی است که از نظر نظامی قادر به دفاع از خود باشد؟ یا اروپایی از نظر اقتصادی قوی و مرفه؟ یا اروپایی که از نظر استراتژیک با منافع آمریکا همسو باشد؟ زمینه حاکی از مورد آخر است، به این معنی که اروپا باید «در چارچوب» نظم تحت رهبری ایالات متحده قوی باشد، نه یک بازیگر استراتژیک کاملاً مستقل. این با آرزوهای فزاینده اروپا برای استقلال استراتژیک واقعی در تضاد است، که شامل توانایی تصمیم‌گیری‌های امنیتی و دفاعی خود بدون وابستگی کامل به واشنگتن است.

پیامدهای این موضع آمریکا برای ناتو و اتحادیه اروپا عمیق است. فشار بر اعضای ناتو برای رسیدن به اهداف هزینه‌های دفاعی تشدید می‌شود، در حالی که اروپا نقش اتحادیه اروپا در امنیت و ابتکارات دفاعی خود را زیر سوال می‌برد و اینکه چه اصطکاک‌های بالقوه‌ای ممکن است با ناتو ایجاد شود. احتمال بازگشت دولت ترامپ، عدم اطمینان را بیشتر می‌کند و اروپایی‌ها را وادار می‌سازد تا آینده امنیت خود و نقششان در صحنه جهانی را جدی‌تر بگیرند.

فراتر از بعد دفاعی، ایالات متحده همچنین به دنبال همسویی در سیاست‌های اقتصادی، انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین و رقابت فناورانه، به ویژه در مورد چین است. این امر برای کشورهای اروپایی که تلاش می‌کنند روابط اقتصادی خود با چین و نگرانی‌های امنیتی خود با ایالات متحده را متعادل کنند، معضلاتی ایجاد می‌کند. در حالی که اروپا به دنبال بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادی در آسیا است، خود را مجبور می‌بیند که با دیدگاه آمریکا که چین را یک رقیب استراتژیک می‌داند، همسو شود.

رابطه فراآتلانتیک در یک دوراهی قرار دارد. نیاز اروپا به تضمین‌های امنیتی آمریکا در مقابل تمایل آن به یک مشارکت متعادل‌تر. چرخش آمریکا به سمت آسیا. و چالش حفظ وحدت در مواجهه با اختلافات داخلی و فشارهای خارجی. کنفرانس‌هایی مانند مونیخ به عنوان یک دماسنج برای سلامت فراآتلانتیک عمل می‌کنند. اگرچه بلاغت ممکن است نرم‌تر شود، اما پیام اساسی واشنگتن ثابت می‌ماند: اروپا باید گام بردارد، به تعهدات خود عمل کند و با اولویت‌های استراتژیک ایالات متحده همسو شود. مسیر پیش رو مستلزم مذاکرات دقیق و درک روشنی از آنچه «قدرت» واقعاً برای هر دو سوی اقیانوس اطلس به معنای واقعی کلمه است.

Keywords: # روابط فراآتلانتیک، کنفرانس امنیتی مونیخ، سیاست آمریکا، دفاع اروپا، ناتو، مارکو روبیو، شرایط ترامپ، استقلال استراتژیک، امنیت جهانی