ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
پایان پیمان 'نیو استارت': چرا دوران جدید هستهای خطرناکتر است؟
انقضای پیمان 'نیو استارت' پایان دورهای از ثبات نسبی در روابط بینالملل را نشان میدهد. این پیمان آخرین ستون مهم کنترل تسلیحات هستهای استراتژیک بین دو ابرقدرت، ایالات متحده و روسیه، بود. این تحول، مرحله جدیدی را آغاز میکند که با افزایش خطرات و عدم قطعیت، در میان تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی و ظهور قدرتهای هستهای جدید مشخص میشود.
پیمان 'نیو استارت' که در سال 2010 امضا و در سال 2021 تمدید شد، آخرین توافق لازمالاجرا بود که محدودیتهای قابل تأیید را بر تعداد تسلیحات هستهای استراتژیک که هم ایالات متحده و هم روسیه میتوانستند مستقر کنند، اعمال میکرد. با انقضای آن، و بدون توافق بر سر جانشین یا تمدید، آخرین مکانیسم رسمی نظارت و محدودیت متقابل زرادخانههای هستهای بین این دو قدرت ناپدید میشود. این به معنای پایان تقریباً نیم قرن تلاش برای ایجاد 'حصار ایمنی' برای رقابت اتمی است.
Read Also
- گزارش: مرکز فضایی کندی آماده دوران موشکهای فوق سنگین نیست
- جنرال موتورز رباتها را در کارخانه خودروهای برقی نصب میکند؛ 1300 کارگر اخراج شدهاند
- سرویسهای پخش آنلاین با آزمایش رایگان در سال 2026: کجا پیدا کنیم؟
- نحوه تماشای آنلاین رایگان بازی نروژ و سنگال در جام جهانی 2026
- بهترین تخفیفهای هدفون در پرایم دی 2026 آمازون: سونی XM6 و ایرپادز مکس 2
اگرچه 'نیو استارت' به معنای دقیق کلمه یک پیمان خلع سلاح نبود، اما هدف آن مهار گسترش کنترل نشده زرادخانههای هستهای و فراهم کردن درجهای از قابلیت پیشبینی و شفافیت بود. این پیمان سقف 1550 کلاهک استراتژیک مستقر شده را برای هر طرف تعیین کرد و همچنین محدودیتهایی را بر سیستمهای کلیدی پرتاب استراتژیک مانند موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBM)، موشکهای بالستیک پرتاب شده از زیردریایی (SLBM) و بمبافکنهای سنگین اعمال کرد. این محدودیتها، در حالی که به هر دو طرف اجازه میداد تا توانایی ویرانگری عظیمی را حفظ کنند، یک شبکه ایمنی ضروری را در برابر یک مسابقه تسلیحاتی افسارگسیخته فراهم میکرد.
ظهور چین و دینامیکهای در حال تغییر
یکی از عوامل کلیدی که بر آینده کنترل تسلیحات سایه افکنده، ظهور فزاینده چین به عنوان یک قدرت هستهای است. از نظر تاریخی، پیمانهای دوجانبه بر رابطه بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، و بعدها روسیه متمرکز بودند. با این حال، چشمانداز ژئوپلیتیکی در حال تجربه یک تحول اساسی است. برآوردها حاکی از آن است که زرادخانه هستهای چین ممکن است به حدود 600 کلاهک برسد و سرعت رشد آن در سالهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این گسترش با رویکرد قبلی پکن که بر نیروی بازدارنده نسبتاً محدود متمرکز بود، در تضاد است.
ایالات متحده از این تغییر به شدت آگاه است. گزارشها حاکی از آن است که چین ذخایر هستهای خود را سریعتر از هر کشور دیگری افزایش میدهد و از سال 2023 سالانه حدود 100 کلاهک اضافه میکند. این واقعیت واشنگتن را مجبور میکند تا استراتژی خود را مجدداً ارزیابی کند، دیگر نه تنها مسکو را به عنوان دشمن اصلی هستهای ببیند، بلکه به دنبال توانایی بازدارندگی دو رقیب هستهای به طور همزمان باشد. این امر به ویژه با توجه به مشارکت فزاینده بین روسیه و چین که با هدف مقابله با آنچه که به عنوان هژمونی آمریکا تلقی میشود، اهمیت دارد.
چین در مرحله ساخت و ساز سریع، انگیزه کمی برای پذیرش محدودیت در زرادخانه خود دارد. پکن به دنبال موقعیت برابری است و ترجیح میدهد درجهای از عدم شفافیت را در مورد اندازه و قابلیتهای زرادخانه خود حفظ کند. این استراتژی مبتنی بر ریسک و عدم شفافیت، مشارکت سازنده در کنترل تسلیحات را فوقالعاده دشوار میکند.
پیامدهای فقدان شفافیت و راستیآزمایی
محدودیتهای عددی تنها جنبه مهم پیمان 'نیو استارت' نبودند. شفافیت – از جمله تبادل دورهای دادهها، اطلاعیههای مربوط به حرکات و تغییرات تسلیحات، و رژیم بازرسی – حیاتی بود. این مکانیسمها اعتماد را تقویت کردند و احتمال اشتباه محاسباتی یا شگفتیهای ناخواسته را کاهش دادند. آنها 'عادتهای' همکاری را ایجاد کردند، شامل هزاران اطلاعیه، بازدید و رویههایی که حاشیه خطا را به حداقل میرساند.
با این حال، این مکانیسمها به تدریج رو به زوال نهادهاند. بازرسیها در طول همهگیری COVID-19 متوقف شد و همکاری با شروع جنگ در اوکراین بیشتر وخیم شد. علیرغم این چالشها، چارچوب قانونی همچنان پابرجا بود و به عنوان 'قفل قانونی' نهایی برای اندازه زرادخانههای مستقر شده دو قدرت جهانی که اکثریت سلاحهای هستهای سیاره را در اختیار دارند، عمل میکرد.
خطرات دوران جدید
عدم تمدید 'نیو استارت' پیامدهای جدی دارد. از نظر روانی و سیاسی، ناپدید شدن حتی حداقل نقطه همکاری بین دشمنان، یک عقبگرد قابل توجه است. همچنین 'قطعی فنی' باعث نگرانی فزایندهای میشود؛ بدون الزام به اطلاعرسانی یا انجام بازرسی، 'مناطق خاکستری' گسترش مییابند. استراتژیستها مجبور خواهند شد بر اساس تخمینها برنامهریزی کنند، و این تخمینها اغلب به دلیل احتیاط تمایل به اغراق دارند.
خطر با گذشت زمان به طور قابل توجهی افزایش مییابد. در لحظات بحران، فقدان دادههای مشترک و رویههای راستیآزمایی میتواند منجر به اشتباه گرفتن یک رزمایش نظامی با آمادگی برای حمله، یا تفسیر نوسازی تسلیحات به عنوان یک جهش کیفی شود. این 'مه' احتمال خطاهای ادراکی را افزایش میدهد که میتواند منجر به تشدید ناخواسته شود.
تأثیر بر اروپا
Related News
- قوه قضائیه آمریکا: آخرین سنگر در برابر فرسایش دموکراتیک
- آتشنشانان جنگل به دلیل "فلج شدید" در قانونگذاری، به یولاندا دیاز اولتیماتوم دادند
- یک شبکه بزرگ قاچاق مواد مخدر و پولشویی به رهبری اولتراسهای فوتبال و سارقان در اسپانیا متلاشی شد
- چرا در گراسالما اینقدر باران میبارد: روستایی که آب حتی از پریزهای برق بیرون میزند
- آب و هوا به تهدیدی بزرگتر تبدیل میشود: طوفانهای مکرر آسیبپذیری زیرساختها را آشکار میکنند
پایان 'نیو استارت' همچنین یک پیام روشن به بقیه جهان میفرستد. هنگامی که دو قدرت هستهای بزرگ محدودیتها و شفافیت را کنار میگذارند، فرهنگ کنترل تسلیحات تضعیف میشود و این ایده را عادی میکند که امنیت با اندازه زرادخانه و سرعت استقرار سنجیده میشود. مارک روته، دبیرکل ناتو، هشدار داده است که چین 'تا پایان دهه به 1000 کلاهک هستهای خواهد رسید'.
اسپانیا و همسایگان اروپایی آن خود را زیر چتر حمایتی رو به کاهش مییابند. اروپا به بازدارندگی ارائه شده توسط سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) متکی است که در نهایت توسط زرادخانه هستهای ایالات متحده پشتیبانی میشود. در این قاره، تنها فرانسه و بریتانیا سلاحهای هستهای خاص خود را دارند که عمدتاً برای دفاع ملی طراحی شدهاند.
اگر واشنگتن کمتر قابل پیشبینی شود یا تعهد کمتری نسبت به متحدانش داشته باشد، آسیبپذیری درک شده اروپا افزایش خواهد یافت. بدون یک چتر بازدارنده معتبر، روسیه دامنه مانور بیشتری برای اجبار به دست میآورد. مسکو لزوماً نیازی به استفاده از سلاحهای هستهای ندارد؛ صرف اشاره به تشدید تنش میتواند برای تأثیرگذاری بر تصمیمات اروپایی – و روحیه افکار عمومی متغیر آن – در یک بحران آینده کافی باشد.
این وضعیت اروپا را به سمت معضلات ناخوشایند سوق میدهد: نیاز به تقویت قابل توجه قابلیتهای متعارف خود، سرمایهگذاری در دفاع موشکی و تابآوری، و بازگشایی بحث در مورد چگونگی ادغام بازدارندگی فرانسه و بریتانیا در یک استراتژی گستردهتر اروپایی، به ویژه با ادامه جنگ در اوکراین درست در خارج از مرزهای ناتو.