اخباری
Tuesday, 30 June 2026
Breaking

گلوله‌باران پیوسته از ایران: بیداری تلخ در خلیج – منطقه‌ای در حال تحول

دوران آسیب‌ناپذیری ظاهری و سیاست تنش‌زدایی در قبال تهران به

گلوله‌باران پیوسته از ایران: بیداری تلخ در خلیج – منطقه‌ای در حال تحول
عبد الفتاح يوسف
2026-03-12
1

خاورمیانه - خبرگزاری اخباری

گلوله‌باران پیوسته از ایران: بیداری تلخ در خلیج – منطقه‌ای در حال تحول

نمای آسیب‌ناپذیری که با دقت حفظ شده بود و سال‌ها سیاست تنش‌زدایی در قبال تهران در کشورهای عربی خلیج جای خود را به واقعیتی تلخ داده است. این منطقه، که زمانی نمادی از ثبات و رفاه بود، اکنون خود را در معرض گلوله‌باران بی‌امان و پیوسته از سوی ایران می‌بیند که بنیان‌های امنیت و موفقیت اقتصادی آن را متزلزل کرده است. «ما در جنگ هستیم»، گفته می‌شود این سخنان محمد بن زاید آل نهیان، حاکم امارات متحده عربی بوده است – اعترافی بی‌ابهام که روزهای در امان ماندن از درگیری‌های منطقه‌ای به طور قطع به پایان رسیده است.

کشورهای خلیج، که مدت‌ها خود را به عنوان واحه‌های آرامش در منطقه‌ای پرآشوب معرفی می‌کردند، اکنون به صحنه اصلی یک درگیری منطقه‌ای رو به تشدید تبدیل شده‌اند. پس از آنچه حمله اسرائیل و آمریکا به ایران تلقی می‌شود، اقدامات تلافی‌جویانه تهران ابعاد جدیدی به خود گرفته است. موشک‌ها و پهپادهای ایرانی بی‌وقفه حمله می‌کنند، فرودگاه‌ها را فلج می‌کنند، هتل‌های لوکس را به آتش می‌کشند و صادرات حیاتی نفت و کشتیرانی بین‌المللی را از طریق گلوگاه‌هایی مانند تنگه هرمز تهدید می‌کنند. این حملات نه تنها زیرساخت‌ها را نابود می‌کنند، بلکه اعتماد سرمایه‌گذاران و گردشگران را نیز از بین می‌برند که با وعده‌های امنیت و ثبات به منطقه جذب شده بودند. حاکمان، که به مردم خود رفاه و حمایت در ازای وفاداری وعده داده بودند، اکنون با تردیدهایی روبرو هستند که به طور دائمی به تصویر آسیب‌ناپذیری آن‌ها لطمه می‌زند.

این تشدید تنش نقطه عطفی عمیق در سیاست خارجی کشورهای خلیج را نشان می‌دهد. دوران «آب شدن یخ‌ها» با تهران به طور ناگهانی به پایان رسیده است. حتی رقبای سنتی جمهوری اسلامی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که در سال‌های اخیر بر رویکردی عمل‌گرایانه‌تر برای تضمین امنیت خود شرط بسته بودند، متوجه شدند که این استراتژی موفق نبوده است. آنها تلاش کرده بودند تا پرزیدنت دونالد ترامپ را از حمله نظامی علیه ایران منصرف کنند، اما دریافتند که تهران همسایگان عرب خود را به عنوان نقطه ضعف شناسایی کرده و فشار را به طور قابل توجهی افزایش داده است. این اقدام سخت ایران به سرعت توسط حاکمان خلیج، از جمله در کشورهایی مانند قطر که به طور تاریخی روابط خوبی با رژیم ایران داشتند، فراموش نخواهد شد. نزدیک‌تر شدن کشورهای خلیج علیه ایران نتیجه مستقیم این وضعیت است.

با این حال، این رویارویی یک معضل پیچیده را در بر دارد: در حالی که کشورهای خلیج خواهان پایان جنگی هستند که به شدت به منافع آنها آسیب می‌رساند، از مداخله نظامی مستقیم واهمه دارند. در عین حال، آنها هیچ علاقه‌ای به زندگی با ایرانی زخمی، اما بالقوه تهاجمی‌تر ندارند که دست از حملات ایذایی برنمی‌دارد. هنگامی که یک حمله نظامی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید، عربستان سعودی به واشنگتن سیگنال داده بود که جنگ باید به طور منسجم و برنامه‌ریزی شده انجام شود. این کمتر بیانگر گرایش‌های جنگ‌طلبانه بود تا عدم اعتماد عمیق به سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی رئیس‌جمهور وقت آمریکا، که بارها متحدان عرب خود را رها کرده بود.

اگرچه اعتماد به ایران اکنون کاملاً از بین رفته است و برخی از کشورهای خلیج ممکن است به تلافی یا ضدحمله برای تقویت بازدارندگی خود فکر کنند، این لزوماً به معنای نزدیکی بیشتر به اردوگاه آمریکا-اسرائیل نیست. خشم از اینکه مجبور به جنگی ناخواسته شده‌اند، زیاد است، اما بیزاری از دولت اسرائیل سنگین‌تر از اعتماد محدود به ایالات متحده است. ترس از اینکه اسرائیل می‌تواند به یک هژمون تهاجمی و غیرقابل پیش‌بینی در منطقه تبدیل شود، گسترده است. جنگ وحشیانه در نوار غزه، عزم نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو برای از بین بردن راه‌حل دو کشوری برای مسئله فلسطین، و تنش‌های مداومی که می‌تواند به حمله فرضی به نمایندگی حماس در قطر در سپتامبر 2025 منجر شود، مانع از هرگونه نزدیکی اساسی می‌شود. همچنین پادشاهان نمی‌توانند بی‌میلی مردم خود را در برابر ارتباط بسیار نزدیک با اسرائیل کاملاً نادیده بگیرند.

وضعیت کنونی کشورهای خلیج را مجبور می‌کند تا توانایی‌های دفاعی خود را برای مهار ایران تقویت کنند. با این حال، آنها مجبور نیستند در این راه تنها بمانند. این وضعیت – همسایه‌ای متجاوز و گمراه، و آمریکایی که نمی‌توان به حمایتش تکیه کرد – باید برای دیگران، به ویژه اروپایی‌ها آشنا به نظر برسد. آنها نیز در وضعیت مشابهی قرار دارند. آنها نیز می‌توانند تشخیص دهند که جنگ‌ها در همسایگی ممکن است در مرزهای خودشان متوقف نشوند. اروپا نیز مجبور است امنیت خود را به دست گیرد. در اینجا زمینه مشترک روشنی برای همکاری نزدیک‌تر وجود دارد: اروپا فناوری و دانش نظامی دارد، در حالی که خلیج دارای منابع مالی و اهرم‌های اقتصادی، به عنوان مثال در مسکو، است. یک مشارکت استراتژیک می‌تواند به هر دو طرف کمک کند تا منافع امنیتی خود را در دنیایی که به طور فزاینده‌ای چندقطبی و نامطمئن است، حفظ کنند.

Keywords: # کشورهای خلیج، ایران، امنیت، درگیری خاورمیانه، سیاست خارجی، امارات، عربستان سعودی، اروپا، حمله نظامی، ژئوپلیتیک، بحران انرژی، حملات پهپادی، حملات موشکی، ثبات منطقه‌ای، سیاست آمریکا، اسرائیل، فلسطین