کره جنوبی - خبرگزاری اخباری
DMZ: منطقهای حائل مورد مناقشه بین صلح و نظامیسازی
توازن ظریف در منطقه غیرنظامی (DMZ) که کره شمالی و جنوبی را از هم جدا میکند، بار دیگر در کانون بحثی پرتنش قرار گرفته است، این بار با تشدید مواضع و رویههای عملیاتی فرماندهی سازمان ملل (UNC). در قلب این اختلاف، تفسیر توافقنامه آتشبس کره در سال ۱۹۵۳، به ویژه در مورد حضور و نقش نیروهای امنیتی در این منطقه حائل به شدت مستحکم نهفته است. UNC اخیراً ادعا کرده است که قانون پیشنهادی با هدف تسهیل استفاده مدنی صلحآمیز از DMZ "کاملاً مغایر" با آتشبس است، ادعایی که منتقدان میگویند اقدامات خود UNC را که به نظر میرسد با اصول اساسی توافقنامه در تضاد است، نادیده میگیرد.
این مناقشه پس از بازدید وزیر دفاع کره جنوبی، آن کیو-باک، از واحدهای نظامی خط مقدم در نزدیکی جبهه مرکزی در ۱۵ فوریه، شتاب گرفت. در طول بازدید خود از پستهای نگهبانی و پایگاههای پیشرو، سربازانی که از او استقبال کردند، بازوبندهایی را به تن داشتند که آنها را به عنوان "پلیس نظامی: MP" معرفی میکرد. در حالی که این ممکن است یک نمایش روتین از اقتدار به نظر برسد، حضور و تعیین این "پلیس نظامی" در داخل DMZ به نقطه کانونی بحثها در مورد وضعیت غیرنظامی منطقه تبدیل شده است.
Read Also
- سیستمهای پدافند هوایی آمریکا در برابر حملات پهپادی ایران ناکارآمد: تحلیل کارشناس MIT
- مودی بزرگترین طرح مراقبتهای بهداشتی جهان را رونمایی کرد: جاهطلبی و بررسی دقیق
- رئیسجمهور کرهجنوبی مون جهاین راهی آمریکا شد تا در مذاکرات متوقفشده آمریکا-کرهشمالی گشایشی ایجاد کند
- مون جهاین در آمریکا: آیا او میتواند در مذاکرات خلع سلاح هستهای واشنگتن و پیونگیانگ پیشرفتی ایجاد کند؟
- معاون رئیس جمهور ویتنام، دانگ تی نگوک تین، به عنوان رئیس جمهور موقت کشور منصوب شد
توافقنامه آتشبس ۱۹۵۳، که برای پایان دادن به درگیریهای جنگ کره طراحی شده بود، محدودیتهای شدیدی را بر فعالیتهای نظامی در داخل DMZ وضع کرد. به طور خاص، ماده ۱، بندهای ۹ و ۱۰، ورود به منطقه را فقط برای افرادی که در "مدیریت مدنی و امداد" دخیل هستند یا کسانی که "به طور ویژه" توسط کمیسیون نظامی آتشبس "مجوز" دریافت کردهاند، مجاز میداند. فعالیتهای مجاز تحت این چارچوب به طور تاریخی شامل وظایف ضروری مانند سرکوب آتشسوزی جنگلها و حمل و نقل پزشکی اورژانسی بود.
با این حال، زمینه تاریخی نشان میدهد که DMZ از ابتدا به عنوان یک منطقه کاملاً بایر در نظر گرفته نشده بود. هنگامی که آتشبس در ژوئیه ۱۹۵۳ امضا شد، کشاورزان در حال حاضر زمینهایی را در داخل منطقهای که قرار بود DMZ شود، کشت میکردند. برای محافظت از معیشت آنها و جلوگیری از رها شدن کامل منطقه، توافقنامههای بعدی تقریباً شش ماه پس از آتشبس اولیه تصویب شد. این توافقنامهها به طور صریح دسترسی غیرنظامیان ساکن در DMZ و برای اهداف کشاورزی را تضمین میکردند و بر قصد حفظ درجهای از حضور و فعالیت مدنی تأکید داشتند.
برای پیچیدهتر کردن روایت، در ۳۰ ژوئیه ۱۹۵۳، تنها چند روز پس از امضای آتشبس، کمیسیون نظامی آتشبس سازمان ملل موافقت کرد که از پلیس نظامی به عنوان "پلیس مدنی DMZ" استفاده کند. این توافق در ابتدا برای ایجاد یک سرزمین بایر نبود، بلکه برای تسهیل خلع سلاح ضمن حفظ کارکردهای مدنی ضروری بود. تأسیس پلیس مدنی DMZ برای حمایت از این فعالیتهای مدنی محدود طراحی شده بود.
از دهه ۱۹۵۰، کره جنوبی به واحدهای گارد خط مقدم خود وضعیت "پلیس نظامی" اعطا کرده و آنها را با بازوبندهای "MP" برای استقرار در DMZ مجهز کرده است. کره شمالی نیز به طور موازی، نیروهای اعزامی خود به DMZ را "پلیس مدنی" مینامد. پس از توافق نظامی جامع در سپتامبر ۲۰۱۸، کره شمالی نیز "پلیس مدنی" خود را که با بازوبند قابل تشخیص هستند، به DMZ اعزام کرده است. این عمل، که در آن هر دو طرف اساساً سربازان را به عنوان افسران پلیس مبدل میکنند، به عنوان مکانیزمی برای دور زدن نقض مستقیم مفاد آتشبس در مورد حضور نظامی عمل میکند.
حتی امروز نیز، فعالیتهای مدنی و امدادی در روستای دائسونگ، که اغلب "روستای آزادی" نامیده میشود و در داخل DMZ در پاجو واقع شده است، ادامه دارد. در اینجا، "پلیس مدنی" در کنار ساکنان برای محافظت از تأسیسات، اجرای ایمنی ترافیک و جلوگیری از حوادثی مانند رانندگی در حالت مستی کار میکند. در موارد مشکوک به فعالیت مجرمانه، آنها با پلیس محلی همکاری میکنند تا صحنهها را ایمن کنند، از غیرنظامیان محافظت کنند و مظنونان را تا زمان رسیدن کارآگاهان پلیس ملی بازداشت کنند. آنها همچنین در تسهیل خدمات پزشکی اورژانسی نقش دارند و در طول انتخابات، به عنوان مدیران انتخابات عمل میکنند – وظایفی که معمولاً توسط پلیس مدنی و مقامات محلی خارج از DMZ انجام میشود.
منتقدان استدلال میکنند که در طول زمان، UNC به تدریج این نقشها را نظامی کرده است. فراتر از وظایف اداری و امدادی که در ابتدا تأیید شده بود، UNC طبق گزارشها پلیس نظامی (MP) منصوب شده خود را با وظایف نظامی پیشرفته، از جمله وظیفه نگهبانی و امنیت مرزی، توانمند کرده است. مقررات رسمی UNC، که از طریق توافقنامههای پیگیری پس از آتشبس توسعه یافتهاند، برای عملیات DMZ اعمال شدهاند. این مقررات حتی رویههای عبور از خط مرزی نظامی (MDL) و دسترسی به DMZ را نیز تنظیم میکنند و تأیید UNC را به عنوان پیششرطی برای مسائل اداری بین کرهایها تأیید میکنند.
مقررات UNC 551-4، که در اصل در سال ۱۹۸۶ تدوین شد، مقرر میداشت که وظایف نگهبانی، مدیریت مدنی و تلاشهای امدادی باید توسط پلیس مدنی/نظامی انجام شود. یک بازنگری در سال ۲۰۰۳ این موضوع را مجدداً تأیید کرد و این پلیسها را به عنوان وسیلهای برای اجرای این وظایف تعریف کرد. مهمتر از آن، بازنگری در سال ۲۰۱۸ این پرسنل را به عنوان "واحدهای نیروی زمینی" که در امتداد خطوط مقدم DMZ مستقر شدهاند و برای اهداف "نگهبانی، مدیریت مدنی و پروژههای امدادی" "عملیاتی" خواهند شد، بازتعریف کرد. این بهروزرسانی ۲۰۱۸ همچنین شاهد تغییر رسمی اصطلاح "پلیس مدنی" به "پلیس مدنی/نظامی" بود.
Related News
- آلینا کورنیوا قهرمان انفرادی دختران اوپن استرالیا در یک فینال تمام روسی هیجانانگیز شد
- نماینده نوادا تیتوس لایحه بازارهای پیشبینی را با هدف رفع حفرههای نظارت بر ورزش رونمایی کرد
- اسپرز با مِیسون پلاملی، سنتر باتجربه، قرارداد ۱۰ روزه امضا کرد
- خانواده و فرصت الهامبخش لوهالیت پیش از دومین حضور المپیکی او
- پیشگامی در سیستمهای آبی پایدار: کلید آینده فرازمینی بشر
منتقدان استدلال میکنند که این تحول "لغزش ماسک" را آشکار میکند و "پلیس مدنی/نظامی" را اساساً به عنوان نگهبانان مرزی – سربازانی که در داخل DMZ فعالیت میکنند – و نه نیروهای انتظامی مدنی که ظاهراً بودند، نمایان میسازد. آنها استدلال میکنند که این تغییر با هدف اصلی آتشبس، یعنی غیرنظامی کردن DMZ و جلوگیری از استقرار نیروهای رزمی، در تضاد است.
اظهارات اخیر UNC، به ویژه توصیف آن از لایحه پیشنهادی استفاده مدنی به عنوان "کاملاً مغایر" با آتشبس، این عدم تطابق را برجسته میکند. بیانیه یک مقام UNC در ۲۸ ژانویه، که ادعا میکند هرگونه دسترسی مدنی که توسط کره جنوبی بدون تأیید UNC مجاز باشد، آتشبس را نقض خواهد کرد، این تصور را تقویت میکند که فرماندهی، تفسیر و کنترل خود را بر منطقه اولویت میدهد. در حالی که با درک رایج، اگرچه به طور بالقوه قدیمی، مبنی بر اینکه فقط سربازان میتوانند وارد DMZ شوند، همسو است، این موضع به نظر میرسد اجازه تاریخی برای فعالیتهای مدنی و نقش خود UNC در مبهم کردن مرزها بین وظایف نظامی و مدنی در این منطقه مرزی حساس را نادیده میگیرد.