خبرگزاری اخباری | ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
گزارشهای تأیید شده حاکی از آن است که توافقی بین ایالات متحده و ایران در آستانه نهایی شدن است، تحولی که نه تنها خاورمیانه بلکه تمام جهان را شگفتزده کرده است. این توافق فراتر از روابط دوجانبه آمریکا و ایران است، زیرا به امنیت ناوبری در تنگه هرمز، امنیت لبنان، موقعیت اسرائیل، انرژی، نقش میانجیگران منطقهای و کل معماری امنیتی در خاورمیانه میپردازد. هدف اصلی این توافق که قرار است در ۱۹ ژوئن نهایی شود، نه حل و فصل قطعی برنامه هستهای ایران، بلکه آرام کردن نقاط بحرانیتر بحران است.
امتیازات و رفع محدودیتهای اقتصادی
با توجه به پارامترهای اعلام شده، واشنگتن با امتیازات متقابل به دنبال کاهش تنش است: تهران با رفع محدودیتهای اقتصادی، آزادسازی بخشی از داراییهایش و بازگرداندن مسیرهای تجاری دریایی در ازای محدود کردن رسمی جاهطلبیهای هستهای و عدم تهدید مستقیم ثبات منطقهای موافقت خواهد کرد. تصمیم به لغو محاصره دریایی و از سرگیری حمل و نقل از طریق تنگه هرمز بسیار قابل توجه است.
Read Also
- نظرسنجی AAPI: کاهش اعتماد به آمریکا به عنوان مقصد مهاجران در دوران ترامپ
- بریتانیا ناخدای هندی نفتکش مشکوک روسی را در کانال مانش متهم کرد
- عوارض کربن اتحادیه اروپا باعث آشفتگی در چین شد؛ شرکتهای فولادی با قوانین 'مضحک' دست و پنجه نرم میکنند
- هشت کشته احتمالی پس از سقوط بمبافکن B-52 در پایگاه نظامی آمریکا
- ترامپ از پوتین و شی به خاطر توافق صلح ایران تمجید کرد
واکنش بازار و تناقض سیاسی
بازارها بلافاصله واکنش نشان دادند. به محض اینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قصد خود را برای امضای توافق با ایران تأیید کرد، قیمت نفت خام برنت به ۸۴ دلار در هر بشکه کاهش یافت (برای اولین بار از ۱۰ مارس). این امر نه تنها خوشبینی محتاطانه را در میان سرمایهگذاران منعکس میکند، بلکه انتظاری را نیز نشان میدهد که تهدید شوک عمده انرژی مرتبط با تنشها پیرامون ایران و تنگه هرمز حداقل به طور موقت کاهش یافته است. با این حال، اگر توافق به شکل کنونی امضا شود، ما شاهد پیروزی دیپلماسی آمریکا نخواهیم بود، بلکه یک تناقض آشکار سیاسی خواهیم بود. معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، در حال تلاش برای چارچوببندی این توافق به عنوان پیروزی برای ایالات متحده است، اما توازن واقعی امتیازات نشان میدهد که تهران ذینفع اصلی این توافقات است. طبق شرایط مورد بحث، ایالات متحده موظف خواهد بود حدود ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران را قبل از شروع دوره ۶۰ روزه مذاکرات آزاد کند. علاوه بر این، واشنگتن متعهد میشود که محاصره دریایی را ظرف ۳۰ روز لغو کند، در طول فرآیند مذاکرات تحریمهای جدیدی اعمال نکند، از اعزام نیروهای اضافی به منطقه خودداری کند و نیروهای نظامی را از مناطق مرزی با ایران خارج کند. اهمیت ویژه این بند مربوط به بازگشایی تنگه هرمز است. اگر این توافقات در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل گنجانده شود، نه تنها وزن سیاسی بلکه وزن حقوقی بینالمللی نیز پیدا خواهد کرد. دقیقاً به همین دلیل است که هرگونه صحبت از 'پیروزی واشنگتن' مبهم به نظر میرسد. از نظر رسمی، ترامپ ممکن است این توافق را نتیجه فشار و اثبات اثربخشی سیاست خارجی خود معرفی کند. اما در واقعیت، وضعیت کاملاً متفاوت است. اگر توافق پیش برود، ایران نه به عنوان یک طرف تسلیم شده، بلکه به عنوان ملتی که به چندین هدف مهم دست یافته است از بحران خارج خواهد شد: آزادسازی داراییهایش، لغو محاصره، محدود شدن حضور نظامی آمریکا در مرزهایش و توقف موقت تحریمهای جدید. زمینه تاریخی به ویژه این وضعیت را طنزآمیز میکند. در سال ۲۰۱۸، ترامپ از توافق 'هستهای' ایران خارج شد که از نظر کنترل برنامه هستهای ایران برای واشنگتن بسیار مطلوبتر بود و اعلام کرد که توافقی مطلوبتر برای منافع آمریکا امضا خواهد کرد. هشت سال بعد، دولت ترامپ...