ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
ریموند چندلر و مسئله مصدر منقسم: درگیری زبانی
در تاریخ ادبیات، نزاعها اغلب فراتر از طرح داستان و شخصیتها رفته و به درون تار و پود زبان و کاربرد هنری آن نفوذ میکنند. در سال ۱۹۴۸، ریموند چندلر، رماننویس برجسته داستانهای جنایی و فیلمنامهنویس، خود را درگیر یک درگیری غیرمنتظره یافت؛ نه با دسیسههای نخبگان هالیوود، بلکه با یک ویراستار دقیق از مجله "آتلانتیک". اصل و اساس این نبرد زبانی چه بود؟ "مصدر منقسم" (split infinitive)، ساختاری دستوری که اگرچه غالباً مورد بحث قرار میگیرد، اما به نقطه کانونی واگرایی عمیقتری در فلسفههای مربوط به زبان، خلاقیت و نقش نظارت ویرایشی تبدیل شد.
چندلر، که در حال آمادهسازی برای ارائه مقالهای بود که "متوسط بودن بیمعنی" هالیوود را نقد میکرد و عنوان "پرستش جوجو در هالیوود" (Juju Worship in Hollywood) را برای "آتلانتیک" برگزیده بود (در کنار پیشنهادهای دیگر مانند "شب بانک در هالیوود")، نثر خود را بازتابی عمدی از صدای منحصر به فرد خود میدانست. او سبک نوشتاری خود را "نوعی لهجه شکسته، تا حدودی شبیه به طرز صحبت یک پیشخدمت سوئیسی" توصیف میکرد. هنگامی که یک ویراستار "آتلانتیک"، مارگارت ماچ (Margaret Mutch)، جرأت "اصلاح" یک مصدر منقسم در دستنوشته او را پیدا کرد، چندلر احساس توهین عمیقی کرد. او نارضایتی خود را به ادوارد ویکز (Edward Weeks)، ویراستار "آتلانتیک"، منتقل کرد و به او دستور داد که به "پاکیزهگرای" (purist) که "غلطهای چاپی شما را میخواند" اطلاع دهد که انتخابهای دستوری او عمدی بودهاند. چندلر ادعا کرد: "وقتی من مصدر را منقسم میکنم، لعنت خدا، آن را طوری منقسم میکنم که تقسیم شده بماند." او استدلال کرد که این وقفهها در "صافی مخملین" نحو او، اغلب با "اصطلاحات بار"، تصمیمات هنری آگاهانهای بودند که با "چشمانی باز و ذهنی آرام اما هوشیار" گرفته شدهاند.
Read Also
- گزارش: مرکز فضایی کندی آماده دوران موشکهای فوق سنگین نیست
- جنرال موتورز رباتها را در کارخانه خودروهای برقی نصب میکند؛ 1300 کارگر اخراج شدهاند
- سرویسهای پخش آنلاین با آزمایش رایگان در سال 2026: کجا پیدا کنیم؟
- نحوه تماشای آنلاین رایگان بازی نروژ و سنگال در جام جهانی 2026
- بهترین تخفیفهای هدفون در پرایم دی 2026 آمازون: سونی XM6 و ایرپادز مکس 2
مارگارت ماچ، ویراستار مورد بحث، یک متخصص باتجربه بود که وظیفهاش تضمین دقت دستوری و وضوح سبکی قبل از انتشار بود. با این حال، چندلر نقش او را به عنوان یک "شرور معلممآب" که قصد تحمیل قوانین سختگیرانه را داشت، درک میکرد. پاسخ او شعری طنزآمیز بود که برای ویکز ارسال شد و "خطوطی به بانویی با مصدر منقسم نشده" (Lines to a Lady With an Unsplit Infinitive) نام داشت. در این اثر، چندلر از حیاتی بودن زبان دفاع میکرد و استدلال میکرد که زبان بر اساس قوانین شکسته و عبارات عامیانه – "ماده سرکش زندگی" – شکوفا میشود. او ماچ را فردی بیتفاوت، حتی تهدیدآمیز، توصیف کرد که به طور استعاری "یک چشم چندلر را درمیآورد" و او را با "نگاهی یخی" میکشد. شعر با یک آگهی ترحیم تاریک و طنزآمیز به پایان میرسد: "اینجا یک خطای چاپی خفته است".
حادثه خاصی که خشم چندلر را برانگیخت، تا حدودی مبهم باقی مانده است. نسخه نهایی منتشر شده از مقاله او، "شب اسکار در هالیوود" (Oscar Night in Hollywood)، دقیقاً شامل یک مصدر منقسم بود: "این تنها هنری است... که ما در این نسل فرصت بزرگی برای تعالی در آن داریم." در حالی که برخی از طرفداران پاکیزگی دستور زبان ممکن است با "greatly" که "to" و "excel" را جدا میکند مخالفت کنند، شواهد این عبارت خاص را به طور قاطع به انفجار شاعرانه چندلر مرتبط نمیکنند. علاوه بر این، حتی اچ. دبلیو. فاولر (H. W. Fowler)، نویسنده تأثیرگذار "فرهنگ لغت کاربرد مدرن انگلیسی"، در سال ۱۹۲۷ اذعان داشت که مصدارهای منقسم میتوانند از نظر بافتی قابل قبول، حتی ضروری باشند، و نیازهای منحصر به فرد هر موقعیت زبانی را تشخیص داد.
ماچ، که به احتمال زیاد از پاسخ شاعرانه چندلر آگاه بود، همانطور که برخی از زندگینامهنویسان پیشنهاد میکنند، تا حدودی چهرهای مرموز باقی مانده است. فراتر از پیشینه حرفهای او، اطلاعات کمی در دسترس است: تربیت کاتولیک در خارج از بوستون، فارغالتحصیلی فی بتا کاپا از رادکلیف در سال ۱۹۲۰، و شغلی که شامل دورههایی در ناشران معتبر مانند دی. سی. هث (D. C. Heath)، لیتل، براون (Little, Brown) و آتلانتیک بود. نقش او، مانند بسیاری از زنان در آن صنعت در آن زمان، اغلب به حوزه حمایتی ویرایش و غلطگیری محدود میشد. چندلر، در حالی که از "شخصیتهای کوچک" در صنعت فیلم – تکنسینها و نویسندگان گمنام – دفاع میکرد، هیچ شفقت مشابهی برای "شخصیتهای کوچک" نشر نشان نداد و ماچ را به جای یک همکار، یک مانع میدید.
چندلر شکایات خود را به عنوان شکایات یک هنرمند بیگانه که با محدودیتهای خودسرانه مبارزه میکند، قاببندی کرد. انتقاد او از سقوط هالیوود به سمت متوسط بودن، که توسط کدهای تولید و فشارهای گیشه هدایت میشد، بازتابی از انزجار او نسبت به آنچه که او قوانین خفهکننده دستور زبان میدانست، بود. او استدلال کرد که تولیدات هالیوود، که اغلب با "احساساتگرایی" و "مهارت" مشخص میشد که در انسانیت یا سبک واقعی کمبود داشت، مخاطبان "ذهنیت نرم" را هدف قرار میداد. او تلویحاً بیان کرد که کار خودش دارای کیفیتی "مردانه و صریح" بود که ممکن بود برای چنین سلیقههایی بیش از حد چالشبرانگیز باشد.
به طرز کنایهآمیزی، انتقاد چندلر از سیستم جوایز هالیوود، که او معتقد بود اغلب متوسط بودن را ترویج میدهد، در سال ۱۹۴۸ نتیجه متفاوتی داشت. در حالی که فیلمهایی مانند "معجزه در خیابان ۳۴" (Miracle on 34th Street) ممکن بود نماینده نوع محصول هالیوودی باشند که او تحقیر میکرد، اسکار بهترین فیلم به "توافق آقایان" (Gentleman's Agreement) اهدا شد – بررسی جدی الیا کازان (Elia Kazan) در مورد یهودستیزی پس از جنگ، بر اساس رمان پرفروش لورا زد. هابسون (Laura Z. Hobson). این نشان میدهد که، گاهی اوقات، خود سیستمی که چندلر از آن متنفر بود، میتوانست نتایج هنری قابل توجهی به بار آورد.
Related News
- تاریخهای عید قربان و روز عرفه ۲۰۲۶ بر اساس محاسبات نجومی اعلام شد
- ترامپ فاش کرد: ملانیا از رقصیدن او در تجمعات «متنفر» است
- نجات وال گوژپشت به گل نشسته در آلمان و رهاسازی در دریای شمال
- ۵ برج فلکی: صداقت آزاردهنده آنها حقیقت را بدون تعارف میگوید
- جشن پرشور روز کارگر در تئاتر بالون با حضور ایمن الشیوی و هشام عطوه
در نهایت، داستان مارگارت ماچ، ویراستاری که زندگی خود را صرف پالایش کلمات دیگران کرد، ناتمام باقی میماند. فراتر از حضور کوتاه او در تاریخچه "آتلانتیک" و نقش پس از مرگ او در شعر چندلر، دیدگاه او تا حد زیادی ناگفته مانده است. او در سال ۱۹۹۷ در سن ۹۹ سالگی درگذشت و تنها یادداشتهای حاشیهای خود را به عنوان گواه کار دقیق او به جا گذاشت. بنابراین، داستان اختلاف چندلر بر سر مصدر منقسم به عنوان یک پاورقی جذاب باقی میماند و گفتگوی ابدی بین ساختارهای سختگیرانه زبان و روح نامحدود بیان هنری را نشان میدهد.