ایالات متحده - خبرگزاری اخباری
«تروریستی»: چگونه ICE «حرف سرخ» ۱۱ سپتامبر را به سلاح تبدیل کرد
ممکن است واژه «تروریستی» در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ابداع نشده باشد، اما رویداد تعیینکننده اوایل قرن بیست و یکم باعث شد که این واژه به اصطلاح پیشفرض ایالات متحده برای شیطانسازی هم بیگانگان و هم مخالفان تبدیل شود. «جنگ علیه تروریسم» متعاقب آن، نحوه اعمال قدرت توسط ایالات متحده را هم در داخل و هم در سطح بینالمللی اساساً دگرگون کرد و دورانی از نظارت گسترده و فرسایش قابل توجه حقوق آزادی بیان را آغاز نمود. برای سیاست آمریکا، برچسب زدن به مهاجران و معترضان به عنوان حامیان ضمنی تروریسم، امری غریزی شد؛ تاکتیکی که بخشهای وسیعی از جمعیت را جنایتکار جلوه داد و آنها را به عنوان تهدیدات وجودی معرفی کرد.
اسپنسر اکرمن، نویسنده، در کتاب خود با عنوان «سلطه ترور: چگونه دوران ۱۱ سپتامبر آمریکا را بیثبات کرد و ترامپ را تولید کرد» (Reign of Terror: How the 9/11 Era Destabilized America and Produced Trump)، تأکید میکند که چگونه دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق، این پارادایم را به طور مؤثری برای منافع سیاسی خود پذیرفت و دستکاری کرد. دولت ترامپ اغلب اتهامات بیاساس تروریسم را علیه اهداف اقدامات اجرایی مهاجرت خود مطرح میکرد. اکرمن اظهار داشت: «هیچ چیز در هیچ یک از اقدامات آنها وجود ندارد که حتی از دور هم شبیه تروریسم باشد... اما این همان آتشی است که ICE، CBP و وزارت امنیت داخلی در آن شکل گرفتهاند. شما این را در DNA آنها خواهید یافت.»
Read Also
- فورد پیشنمایش ارزانترین وانت برقی خود را آغاز کرد؛ عرضه در سال ۲۰۲۷
- کوئنیگسیگ جسکو ابسولوت رکوردهای جدید سرعت را جابجا کرد
- شارژ سریع در مقابل شارژ آهسته: تفاوت چیست و کدام برای باتری شما بهتر است؟
- جیلی گالکسی کروزر ۷۰۰ با ۱۱۰۰ اسب بخار قدرت رونمایی شد
- رئیس میتسوبیشی به بازگشت احتمالی لنسر اوولوشن و گالانت اشاره کرد
در مصاحبهای اخیر در برنامه The Intercept Briefing، جردن اول، مجری برنامه، با اکرمن، یک مرجع برجسته در مفهوم تروریسم و تسلیح آن توسط نهادهای دولتی، گفتگو کرد. آثار اکرمن به دقت تحول حقوقی و فرهنگی ۲۵ سال گذشته را دنبال میکند و نشان میدهد که چگونه سیاستهایی که در ابتدا در پاسخ به تهدیدات خارجی طراحی شده بودند، در نهایت تأثیر عمیقی بر جامعه آمریکا گذاشتند. قبل از ۱۱ سپتامبر، چشمانداز متفاوت بود؛ اداره مهاجرت و گمرکات (ICE) وجود نداشت و سازوکارهای داخلی قوی برای یافتن و اخراج افراد فاقد مدرک کمیاب بودند. هنگامی که چنین سازوکارهایی وجود داشتند، معمولاً برای کسانی که در فعالیتهای جنایی جدی مانند قاچاقچیان دخیل بودند، محفوظ بود. با این حال، امروز اکرمن استدلال میکند که پارادایم معاصر تروریسم، اجرای قوانین مهاجرت را به عملیاتی تبدیل کرده است که «مانند یک جوخه مرگ عمل میکند.»
اکرمان یک مقایسه قاطعانه بین اقدامات ICE در خیابانهای شهرهایی مانند مینیاپولیس و رفتار طولانیمدت با جمعیت بدون سند ترسیم میکند. او به روند نگرانکنندهای اشاره میکند که تاکتیکهای مشابه اکنون به شهروندان نیز اعمال میشود، حتی برای اقداماتی به سادگی فیلمبرداری از مأموران ICE. او پیشنهاد میکند که قتلهای اخیر افرادی مانند رنی گود و الکس پرتی، علائم یک بیماری گسترده سیاسی هستند. او توضیح داد: «من نگرانم که بخش عظیمی از سیستم سیاسی ما یا در سمت جمهوریخواه، در حال منطقیسازی و توجیه آن است، یا در سمت دموکرات، تظاهر میکند که این نوعی سوءاستفاده است که میتوان آن را استثنایی دانست، به جای اینکه چیزی باشد که به این تاریخ ۲۵ ساله ادغام اجرای قوانین مهاجرت در چارچوب مبارزه با تروریسم مربوط میشود.»
همانطور که دموکراتها در کنگره برای استفاده از بودجه وزارت امنیت داخلی (DHS) برای اصلاحات سیاست ICE تلاش میکنند — مانند ممنوعیت پیشنهادی ماسک صورت برای مأموران ICE، ایدهای که آنها قبلاً نشانههایی از نرمش در آن نشان دادهاند — اکرمن شباهتهای آشکار با اوایل دهه ۲۰۰۰ را برجسته میکند. اکرمن توصیه میکند: «وقتی چیزی که قرار است اصلاح شود، از کشته شدن آمریکاییها تمسخر میکند، ما نمیتوانیم در جهت اصلاحگرانه حرکت کنیم.» او رویکردی را که تحت دو دولت دموکرات اتخاذ شده است، نقد میکند و آن را «سیاستهای سازش» مینامد و هشدار میدهد: «اینها سیاستهای سازش هستند، و چیزی که با آن سازش میشود، میخواهد شما را بکشد.»
«جنگ علیه تروریسم» پس از ۱۱ سپتامبر، نحوه اجرای قوانین و اولویتبندی اقدامات ایالات متحده را هم در داخل و هم در سطح بینالمللی اساساً تغییر داد. برچسب «تروریستی» به یک اصطلاح جامع برای بازیگران مختلف تبدیل شد، و مخالفت با دولت بوش اغلب به عنوان حمایت از تروریسم معرفی میشد. قانون میهنپرستانه آمریکا (USA PATRIOT Act) در پوشش حفاظت از آزادی، عقبگردی در آزادیهای مدنی را نهادینه کرد. جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت، هنگام امضای این قانون، توضیح داد که چگونه این اولویتهای جدید شامل تمرکز بر مهاجران خواهد بود: «دولت اختیار گستردهتری در اخراج تروریستهای شناخته شده و حامیان آنها خواهد داشت.»
این دوره عمدتاً با اجماع سیاسی مشخص شد؛ هر دو حزب اصلی به طور گسترده از قانون میهنپرستانه و قوانین مرتبط که اختیارات دولتی را گسترش میدادند، حمایت کردند. با این حال، حتی در آن زمان نیز، هشدارهای متعددی در مورد احتمال سوء استفاده و فراتر رفتن این اختیارات از هدف اصلی آنها وجود داشت. حامیان تضمینهایی مانند نظارت کنگره، قوانین بینالمللی، شرافت اساسی انسانی و خویشتنداری استراتژیک را ذکر کردند. با این حال، رئیسجمهور ترامپ به طور قابل توجهی بسیاری از این هنجارهای دیرینه را نادیده گرفت و آنها را از بین برد، و رویدادهای جاری در خیابانهای آمریکا به عنوان نمونهای آشکار عمل میکنند.
خود ICE یک ساختار پس از ۱۱ سپتامبر بود که به عنوان بخشی از وزارت امنیت داخلی جدید تأسیس شد. کتاب اکرمن، «سلطه ترور: چگونه دوران ۱۱ سپتامبر آمریکا را بیثبات کرد و ترامپ را تولید کرد»، به عمق تحول حقوقی و فرهنگی ربع قرن گذشته میپردازد و ردیابی میکند که چگونه پیامدهای این سیاستها برای آزار ملت بازگشتهاند. اکرمن که از مناطق درگیری مانند عراق و افغانستان و همچنین پایگاههای نظامی متعدد آمریکا گزارش تهیه کرده است، برنده جایزه پولیتزر و جایزه مجله ملی است و در حال حاضر برای Zeteo و پلتفرم خود Forever Wars مینویسد.
Related News
- اسناد وزارت دادگستری فاش میکنند: اپستین در میان ادعاهای باجگیری به دنبال روابط با روسها و ملاقات با پوتین بود
- ایتالیا از پیوستن عربستان سعودی به برنامه جنگنده ها حمایت می کند، نخست وزیر ملونی اعلام کرد
- حاکمیت دیجیتال (2/3): آیا کسبوکارهای اروپایی میتوانند بدون غولهای فناوری آمریکا دوام بیاورند؟
- باکتریهای بیماری لثه میتوانند رشد سرطان را در موشها تقویت کنند: مطالعهای ارتباط مستقیم را نشان میدهد
- الپاسو برای سوپربول LX آماده میشود: بهترین بارهای ورزشی برای رویداد سال 2026 آماده میشوند
با تأمل در میراث ۲۵ ساله ۱۱ سپتامبر، اکرمن قانون میهنپرستانه را به عنوان یک خط اتصال حیاتی به مسائل فعلی شناسایی کرد. او به مفاد آن اشاره کرد که به سازمانهای اجرای قانون اجازه میدهد تا با استفاده از احضاریههای اداری، که اغلب بدون امضای قاضی یا اثبات علت احتمالی است، "سوابق شخص ثالث» - مانند دادههای مالی یا اینترنتی نگهداری شده توسط ارائهدهندگان خدمات - را راحتتر به دست آورند. گزارشهای اخیر، از جمله مقالهای قابل توجه در واشنگتن پست، افزایش تصاعدی استفاده از چنین احضاریههای اداری توسط DHS برای به دست آوردن سوابقی را که در غیر این صورت به دستور دادگاه نیاز داشتند، شرح دادهاند. در حالی که هدف اولیه قانون میهنپرستانه کمک به FBI برای جلوگیری از تروریسم و کشف شبکهها بود، اکرمن فقدان شواهد عمومی را که این نتیجه را تأیید کند، ذکر میکند. در عوض، او استفاده فعلی آن توسط DHS برای آزار و اذیت منتقدان ICE را مشاهده میکند، که بسیار دور از اهداف ادعایی آن است. او با بیان اینکه بسیاری از منتقدان آن زمان این مسیر را پیشبینی کرده بودند و پیشبینی میکردند که جنگ علیه تروریسم به جنگ علیه مخالفت تبدیل شود و زبان را به گونهای جنایتکارانه تعریف کند که مخالفان مشروع را خفه کند، نتیجهگیری میکند.