جهانی - خبرگزاری اخباری
شیفتگی باستانی: شامپانزهها ریشههای عمیق تکاملی عشق انسان به کریستالها را آشکار میکنند
کریستالها هزاران سال است که بشر را مجذوب خود کردهاند، از استفادههای بالقوه آنها به عنوان ابزار یا زیورآلات در دوران ماقبل تاریخ تا جایگاه برجسته آنها در فرهنگهای معاصر. اکنون، یک مطالعه پیشگامانه از اسپانیا نوری تازه بر این جذابیت ریشهدار میافکند و نشان میدهد که تمایل ما به این سنگهای درخشان ممکن است عمیقاً در تاریخ تکاملی ما ریشه داشته باشد، ویژگیای که با نزدیکترین خویشاوندان نخستی ما: شامپانزهها مشترک است.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد که انسانهای اولیه حدود ۷۸۰,۰۰۰ سال پیش با کریستالها تعامل داشتهاند. با این حال، هدف دقیق این تعاملات – چه ابزار، سلاح یا صرفاً اشیاء زینتی – یک راز باقی مانده است. برای درک بهتر این پدیده، تیمی از دانشمندان در اسپانیا، به رهبری خوان مانوئل گارسیا-رویز، بلورشناس و نویسنده همکار این مطالعه از مرکز فیزیک بینالمللی دونوستیا، توجه خود را به رفتار شامپانزهها معطوف کردند. شامپانزهها تقریباً ۹۸.۸ درصد از DNA ما و تعداد قابل توجهی از شباهتهای رفتاری را با ما به اشتراک میگذارند.
Read Also
- گزارش: مرکز فضایی کندی آماده دوران موشکهای فوق سنگین نیست
- جنرال موتورز رباتها را در کارخانه خودروهای برقی نصب میکند؛ 1300 کارگر اخراج شدهاند
- سرویسهای پخش آنلاین با آزمایش رایگان در سال 2026: کجا پیدا کنیم؟
- نحوه تماشای آنلاین رایگان بازی نروژ و سنگال در جام جهانی 2026
- بهترین تخفیفهای هدفون در پرایم دی 2026 آمازون: سونی XM6 و ایرپادز مکس 2
این مطالعه که در مجله 'فرانتیرز این سایکولوژی' منتشر شد، جزئیات آزمایشهای آنها با دو گروه از شامپانزههای اهلیشده را شرح میدهد؛ میمونهایی که در محیطهای غنیشده با تعامل انسانی پرورش یافتهاند. گروه اول شامل مانوئلا، گیلرمو، ایوان، یاکی و توتی بود، در حالی که گومبه، لولو، پاسکوال و سندی گروه دوم را تشکیل میدادند. هر دو گروه در یک سری آزمایشهای دقیق طراحیشده به کریستالها دسترسی داشتند.
در اولین آزمایش، یک کریستال بزرگ در کنار یک سنگ معمولی با اندازه مشابه روی یک سکو قرار داده شد. در ابتدا، هر دو شیء توجه شامپانزهها را جلب کردند. با این حال، نخستیها به سرعت سنگ معمولی را کنار گذاشتند و کریستال به وضوح مورد علاقه آنها قرار گرفت. پس از برداشتن کریستال از سکو، همه شامپانزهها آن را با دقت بررسی کردند، آن را چرخاندند و کج کردند تا از زوایای مختلف مشاهده کنند. ایوان از گروه اول حتی کریستال را به خوابگاه حیوانات برد، که نشاندهنده ارزش ویژهای بود که به کریستال نسبت داده میشد.
محققان مشاهده کردند که علاقه شامپانزهها به کریستال بلافاصله پس از اولین مواجهه به اوج خود رسید، اما به تدریج با گذشت زمان کاهش یافت، الگویی که رفتار انسان را هنگام محو شدن تازگی یک شیء منعکس میکند. هنگامی که مراقبان سعی کردند کریستال را پس بگیرند، مجبور شدند آن را با میانوعدههای مورد علاقه شامپانزهها: ماست و موز مبادله کنند، که ارزش درکشده آن را بیشتر تأکید میکرد.
آزمایش دوم تواناییهای شناختی پیچیدهتری را آشکار کرد. به شامپانزهها یک توده از ۲۰ سنگریزه گرد ارائه شد، که سپس کریستالهای کوارتز، پیریت و کلسیت به آن اضافه شدند. شامپانزهها توانایی شگفتانگیزی در شناسایی کریستالها از میان سنگریزهها در عرض چند ثانیه نشان دادند. گارسیا-رویز اظهار داشت: "شامپانزهها با کنجکاوی شدید شروع به مطالعه شفافیت کریستالها کردند، آنها را تا سطح چشم بالا بردند و از طریق آنها نگاه کردند."
شامپانزهها کریستالها را ساعتها بارها و بارها بررسی کردند. به عنوان مثال، سندی از گروه دوم سنگریزهها و کریستالها را در دهان خود به یک سکوی چوبی برد و در آنجا با دقت آنها را جدا کرد. گارسیا-رویز افزود: "او سه نوع کریستال را که خود در شفافیت، تقارن و درخشندگی متفاوت بودند، از همه سنگریزهها جدا کرد. این توانایی در تشخیص کریستالها با وجود تفاوتهایشان ما را شگفتزده کرد." این رفتار، که شامل حمل اشیاء در دهان است، برای شامپانزهها غیرمعمول است، و به طور بالقوه میتواند نشاندهنده پنهان کردن آنها یا برخورد با آنها به عنوان اشیاء با ارزش باشد.
این مطالعه به این موضوع نپرداخت که آیا برخی از شامپانزهها علاقه بیشتری به کریستالهای خاص نشان دادند یا بیشتر از دیگران ادعای مالکیت آنها را داشتند، اما تیم معتقد است که مطالعات آینده میتوانند شخصیتهای فردی آنها را در نظر بگیرند. گارسیا-رویز توضیح داد: "دون کیشوتها و سانچوها وجود دارند: ایدهآلیستها و عملگرایان. برخی ممکن است شفافیت کریستالها را جذاب بیابند، در حالی که دیگران به بوی آنها و اینکه آیا قابل خوردن هستند علاقه دارند."
توجه به این نکته مهم است که شامپانزههای این مطالعه با انسانها در تماس بودند و با اشیائی آشنا بودند که معمولاً در طبیعت یافت نمیشوند. بنابراین، انجام آزمایشهای مشابه با میمونهای وحشی میتواند بینشهای بیشتری در مورد این رفتار در محیطهای طبیعی ارائه دهد.
به طور کلی، شفافیت و شکل کریستالها در طول آزمایشها به عنوان جذابترین ویژگیها ظاهر شدند. اینها ممکن است همان ویژگیهایی باشند که در ابتدا انسانهای اولیه را به سمت این سنگها جذب کردند. در محیطی که اشکال منحنی – ابرها، درختان، کوهها، حیوانات و رودخانهها – غالب بودند، برخورد با شیئی با خطوط مستقیم و سطوح صاف بسیار جذاب بوده است. کریستالها عملاً تنها جامدات طبیعی هستند که سطوح صاف متعددی را از خود نشان میدهند، و مغز انسانهای اولیه ممکن است به طور ذاتی به این الگوهای منحصربهفرد، که با دنیای آشنای آنها متفاوت بود، جذب شده باشد.
Related News
گارسیا-رویز نتیجهگیری کرد: "کار ما به توضیح شیفتگی ما به کریستالها کمک میکند و به درک ریشههای تکاملی زیباییشناسی و جهانبینی کمک میکند. اکنون میدانیم که کریستالها حداقل شش میلیون سال است که در ذهن ما بودهاند." این مطالعه نه تنها درک ما از رفتار نخستیها را عمیقتر میکند، بلکه پنجرهای قانعکننده به تکامل حساسیت زیباییشناختی ما و چگونگی شکلگیری جهانبینی ما در طول میلیونها سال ارائه میدهد.
برای مرجع بصری، این کلمات کلیدی جستجوی تصویر را در نظر بگیرید: "chimpanzee holding crystal, primate crystal interaction, evolutionary aesthetics, crystal fascination studies". پیشنهادات بصری شامل: "نمای نزدیک از شامپانزهای که یک کریستال شفاف را بررسی میکند"، "تصویر تقسیمشدهای که مصنوعات باستانی انسان را در کنار کریستالهای طبیعی نشان میدهد"، "نمودار علمی که شباهت DNA انسان و شامپانزه را نشان میدهد".